يادش به خير

اون روز که اسم وبلاگمو گذاشتم دردهاي نگفته نمي دونستم كه قيصر شعر ايران، آنكه رهبر فرزانه و شعرشناس انقلاب او را خلاق و برجسته خطاب كرد، شعري با اين مضمون دارد.

 روحش شاد.

*****

دردهاي من

جامه نيستند

تا زتن درآورم

چامه و چكامه نيستند

تا به رشته سخن درآورم

نعره نيستند

تا زناي جان برآورم

 *****

دردهاي من نگفتني

 دردهاي من نهفتني است

*****

دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي كه چين پوستينشان

مردمي كه رنگ روي آستينشان

مردمي كه نامهايشان

جلد كهنه شناسنامه هايشان

درد مي‌كند

*****

انحناي روح من

شانه‌هاي خسته غرور من

تكيه گاه بي‌پناهي دلم شكسته است

كتف گريه‌هاي بي بهانه ام

بازوان حس شاعرانه‌ام

زخم خورده است

*****

دردهاي پوستي كجا؟

درد دوستي كجا؟

*****

اين سماجت عجيب

پافشاري شگفت دردهاست

دردهاي آشنا

دردهاي بومي غريب

دردهاي خانگي

دردهاي كهنه و لجوج

/ 1 نظر / 9 بازدید
..........

منم خيلی درد نگفته دارم خيلی دردايی که تو دل پوسيد اشکايی که خشکيد ولی هنوز درده درد نگفته رو نبايد گفت اين طوری ارشمند تره چون گوشها کم شدن بی شرم شدن بگذار درد تا مغز استخون برسه بگذار درد مفهوم خودش رو حفظ کنه بعضی دردا زيباست لذت داره بگذار درد بکشيم مبادا به هر مسکنی تن بديم مبادا بی درد بشيم که اون وقت انسان نيستيم ياعلی