رسانه های آنلاین امروز توانسته اند با خلق دنیایی جدید بویژه در حوزه روابط اجتماعی انسان ها، دگرگونی های قابل ملاحظه ای در ارتباطات انسانی ایجاد کنند. این ابزارهای تحول که از آنها با نام " شبکه های اجتماعی"(Social networking) یاد می شود با اشتراک گذاری دنیای شخصی کاربران خود و به حداقل رساندن فاصله بین آنها، امکان تاثیرگذاری بیشتر و آسان تر را فراهم می کنند.
نزدیک شدن مخاطبان به یکدیگر یکی از پیچیده ترین روش هایی است که کارشناسان رسانه برای تسریع در برقراری ارتباط میان منبع پیام و مخاطب دنبال می کنند. در رسانه های اجتماعی همه کاربران علی الظاهر در یک سطح هستند و با بهره گیری از ظرفیت های این ابزار قادر خواهند بود ارتباطات گسترده انسانی فارغ از مرزهای سیاسی و جغرافیایی را تجربه کنند. در عین حال که این شبکه ها خلأهای ارتباطی انسان امروزی را پر کرده و تعاملات متقابل بین آنها ایجاد می کنند، گاهی نیز تعاملات شکل تهاجمی به خود می گیرند.
اکثر شبکه های اجتماعی ساختار پلت فرم دارند. بازی های آنلاین، نرم افزارهای جانبی خاص و دوستیابی از جمله تمایزات شبکه های اجتماعی نسبت به سایر وب سایت هاست. اشتراک گذاری علایق، پیشنهادات و انتقادات دیگر موضوع مورد علاقه کاربران فعال این شبکه ها است.


اقبال کاربران به شبکه های اجتماعی روزبه روز بیشتر می شود و به نظر می رسد که دنیای مجازی به تسخیر این شبکه ها درآمده است. نفوذ بالای این شبکه ها باعث شده سایت هایی که کارکردهای متفاوتی با این شبکه ها دارند نیز در ساختارشان تجدیدنظر کرده و به نوعی از امکانات مشابه شبکه های اجتماعی مانند سایت های سرویس بلاگ، اشتراک گذاری متن، لینک،‌عکس، ویدئو و موارد مشابه مجهز شوند. این روند تمایل به سمت شبکه های اجتماعی بویژه در سایت های خبری و اطلاع رسانی به وضوح قابل مشاهده و ارزیابی است.
با وجود نکات مثبت یاد شده، ملاحظات جدی نیز درباره شبکه های اجتماعی وجود دارد که مرور اختصاری آنها ضروری است:
1-امکان ارتباط گیری مستمر انسان ها از راه دور و همدلی و همزبانی پدیدآمده در بسیاری از حوزه های مورد علاقه مخاطبان ارتباط، باعث تضعیف "مرزهای فرهنگی" شده است. مرزهای فرهنگی در حقیقت تضمین کننده اراده یک ملت برای متمایز ساختن خویش و به کار گرفتن برخی ویژگی های فرهنگی بعنوان مشخص کننده هویت آن ملت است. هرچند ادعای پذیرش تعریفی ثابت و پایدار از هر هویت چندان پذیرفته نیست اما باید توجه داشت که "هویت مضاعف" پدیده ای غیر از پدیده چندبعدی است. شبکه های اجتماعی با افزایش فوق العاده مبادلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در یک فرد دو یا چند قطب قدرتمند هویتی ایجاد می کند که محصول مشارکت فرد در فرهنگ های متفاوت است و این مشکل آفرین است.
2-سوء تفاهمات در جریان ارتباطات و مبادلات در این شبکه ها از جمله آفات آنهاست. این موضوع می تواند منبعث از کدگشایی در گیرنده و تفاوت هنجارها، ارزشها و تجربه ها باشد. نمونه عینی این تفاوت ها در ارتباطات پیامکی با تلفن همراه قابل مشاهده است. البته آثار بدفهمی ها در تعاملات بین فرهنگی بسیار گسترده و عمیق تر از موار مشابه آن در ارتباطات پیامکی است.
3-یکی دیگر از مخاطرات شبکه های اجتماعی که توجه کاربران عام به آن کمتر جلب می شود، حضور فعال و مستمر هکرها و ویروس های هوشمندی است که با نفوذ به این شبکه ها، اطلاعات محرمانه و پسوردهای کاربران را سرقت کنند. سوءاستفاده از اطلاعات و حتی وجهه کاربران به امری متداول و مرسوم در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است.
4-یکی دیگر از ملاحظات دربهره برداری شبکه های اجتماعی استفاده سرویس های امنیتی و حکام جوامع نظام سلطه از شبکه های اجتماعی برای ارائه برنامه ها و اعمال نفوذ خود در دیگر کشورهاست. این مهم از طریق رفتارشناسی کاربران شبکه های اجتماعی محقق می شود. نمونه آشکار این بند اظهارنظر قابل تامل هیلاری کلینتون وزیرخارجه ایالات متحده است که تاکید می کند: " صفحات فیس بوک متقاضیان ویزا به آمریکا به شکل ویژه ای مورد بررسی قرار می گیرد."
5-نکته جالب دیگر این است که بر اساس تحقیقات انجام شده ورود کاربران بالای 35سال به شبکه های اجتماعی افزایش چشمگیری یافته و در مقابل میل کاربران نوجوان و جوان به استفاده از این شبکه ها روند نزولی پیدا کرده است. قطعاً شناخت این تغییرات در ترکیب جمعیتی شبکه های اجتماعی به برنامه ریزان فرهنگی برای تحلیل و بازتعریف روابط میان کاربران در این شبکه ها کمک شایانی خواهد کرد.
6-شاید بسیاری از موارد اشاره شده قابل حل و یا قابل جلوگیری باشد اما مشکل اصلی "اعتیاد" به شبکه های اجتماعی است. معضلی که یافتن راهکاری برای آن ضروری تر از موضوعات دیگر است.
به هرحال باید دانست که به کمک فناوری های نوین، ارتباطات وسیع میان فرهنگی و بین المللی در بستر شبکه های اجتماعی بوجود آمده است. این ارتباطات گسترده می تواند به کمرنگ شدن مرزهای فرهنگی، تهاجم نرم و حتی سخت فرهنگی و ایجاد هویت های چندگانه و بعضا مضاعف برای انسان هایی شده است که اثری از افتخار به هویت فرهنگی خودی درآنها دیده نمی شود. این ملاحظات لزوم عزم جدی تر و برنامه ریزی دقیقتر سازمان های فرهنگی درنحوه برخورد با شبکه های اجتماعی به جای صرفا فیلتر کردن آنها را طلب می کند. همچنین نباید از ایده ایجاد شبکه های اجتماعی ایرانی – اسلامی که مشابه آن توسط چینی ها طراحی و اجرا شده است غافل ماند.

*این یادداشت یک برداشت آزاد از برخی مقالات درباره شبکه های اجتماعی در اینترنت است.

 

لینک این یادداشت :

فردا

جهان

آتی

گرداب