یکی از نکات قابل‎ توجهی که رهبر انقلاب در صحبت‌‎های اخیر خود با فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند، بحث تهدیدات خارجی انقلاب اسلامی، به‎ویژه از سوی آمریکا و لزوم آمادگی در برابر هرگونه تهدید است. اما به‎راستی تهدید خارجی ایران تا چه حد جدی است و در صورت وقوع، چه آثاری را در پی خواهد داشت؟ و در مقابله با این تهدیدات احتمالی چه باید کرد؟

ایران در یکی از مهمترین مناطق، یعنی خاورمیانه که کانون انرژی جهان محسوب می‎شود، قرار دارد. از سوی دیگر در منطقه حساس خاورمیانه، قطعا خلیج فارس به‎عنوان «نبض انرژی» اهمیت دوچندانی پیدا می‎کند. وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در بستر و سواحل خلیج فارس و نیاز کشورهاى صنعتى، به‎ویژه ژاپن و اروپاى غربى به این منابع انرژى و وجود بازار پرسود منطقه براى کشورهاى صنعتى پیشرفته، از جمله مهمترین دلایل اهمیت یافتن این منطقه فوق‎العاده حساس است. این مختصر اشاره کافی است تا هر ناظر طماعی را به بهره‌مندی از این منطقه ترغیب کند. بر کسی پوشیده نیست که اگر صد‎ها میلیارد دلار هزینه جنگ عراق و افغانستان توجیه اقتصادی نداشت، قطعا اقتصاد در حال افول آمریکا آن را تحمل نمی‎کرد. بنابراین جنگ با هر شکلی می‎تواند برای اقتصاد تب کرده آمریکا در حکم یک شوک قوی به منظور ر‎هایی از مرگ نهایی باشد؛ اما آیا گزینه حمله نظامی و انداختن جرقه در انبار باروت خلیج‎فارس، راهگشای آمریکا خواهد بود؟


بدیهی است که کوچک‌ترین ناامنی در این منطقه، اقتصاد جهانی را تهدید خواهد کرد. به همین دلیل، حتی استراتژیست‌‎های آمریکایی هم به‎خوبی می‎دانند که اگر دست به اقدام نظامی بزنند، جریان به‎گونه‎ای رقم خواهد خورد که نظام متزلزل امروز آمریکا با چالش‌‎های پایان‎ناپذیر به‎ویژه در حوزه مسایل امنیتی و اقتصادی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، مهمترین نکته‎ای که بار‎ها از سوی مقامات عالی‎رتبه ایرانی به آن تأکید شده و آمریکایی‌‎ها نیز به‎خوبی بدان واقفند، این است که آمریکا می‎تواند آغازگر حمله نظامی به ایران باشد، اما قطعا پایان‎بخش آن نخواهد بود. مبرهن است اگر دشمن 30 ساله انقلاب اسلامی، حمله نظامی به ایران را حتی به شکل محدود یعنی تهاجم هدفمند به برخی نقاط مهم آغاز کند، تمام ظرفیت‌‎های منطقه‎ای خود را که اتفاقا محدود هم نیست، در معرض مدافعان هوشیار و دلاور ایران اسلامی قرار می‎دهد و این همان موضوعی که آمریکا به‎شدت از آن هراس دارد.

از سوی دیگر، سیستم مدیریت بحران‌‎های پیچیده و فوق‎العاده با محوریت ولایت فقیه در ایران، با عنایت به ظرفیت‌‎های داخلی در موارد متعدد آزموده شده است. این تجربیات موفق، مانع اصلی عملی شدن تهدیدات متعدد خارجی است. لذا امید بستن به ایجاد شرایط عدم ثبات پس از حمله نظامی و بهره‎برداری‎‎های سیاسی و دیپلماتیک در جریان مذاکرات هسته‎ای، خواب آشفته دیگری است که البته در صورت ایستادگی و پایداری مسئولان هرگز برای آمریکایی‎‎ها تعبیر نخواهد شد.

در پایان باید توجه داشت که هدف‌گذاری آمریکایی‌‎ها از برنامه‎‎هایی نظیر تصویب قطعنامه و تحریم‌‎های جدید علیه ایران و ادعای احتمال حمله نظامی، وارد کردن آسیب‌‎هایی به کشور است. گرچه یک بخشی از این سناریو، جنگ روانی و تبلیغاتی است اما بدیهی است که فشار‎ها در ماه‎‎های آینده ادامه خواهد داشت. در این صورت آن‎چه مهم‌تر از هر چیز دیگر خودنمایی می‎کند، حفظ روحیه پایداری و استقامت ملی با تأکید بر ظرفیت‎‎های بومی و داخلی و همچنین تکیه بر ایمان و تقوای الهی است. به همین منظور، قطعا دشمن نیز تلاش خواهد کرد در عوامل اصلی پیروزی ملت ایران خلل و رخنه ایجاد کند تا در صورت اقدام احتمالی با مشت آهنین ملت روبه‎رو نشود. این‎جاست که مرور توصیه مهم دیگری از سوی رهبر معظم انقلاب ضرورت می‌یابد. سکاندار مدبر انقلاب در بخش دیگری از دیدار با سپاهیان، توجه مستمر به واقعیات درونی و بیرونی کشور و تأمل در بازخورد‎های عملکرد دشمن در داخل را، وظیفه همه مسئولان فرهنگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی برشمردند.

هرچند موشکافی این گزاره مهم یعنی توجه و تأمل در بازخورد‎های عملکرد دشمن نیاز به مجالی مفصل‎تر دارد اما نمی‎توان در این حوزه، نقش رسانه‎‎ها را نادیده گرفت. رسانه‎‎ها می‎توانند به‎عنوان بینندگان تخصصی یک جامعه به رصد بازخورد عملکرد دشمن پرداخته و ضمن ارائه نقطه‎نظرات خود به مدیران کشور، تلاش کنند تا جامعه را از آثار منفی احتمالی آگاه و مسیر صحیح را تببین کنند. این‎جاست که می‎توان به یکی از شئون ویژه رسانه‎‎ها که «جامعه‎ساز» (community builder) بودن آن‎هاست، اشاره کرد. رسانه‎‎ها می‎توانند هرچه بیشتر و بهتر، بین افرادی که دارای حوزه علاقه مشترک هستند ارتباط برقرار کرده و آن‎‎ها را حول فرمت رسانه‎ای جمع کنند. نکته اصلی و اساسی در اهمیت این قابلیت سازمان‌‎های رسانه‎ای در این مهم نهفته است که در شرایط رسانه‎ای پیش رو، مخاطب عام جای خود را به مخاطب تکه تکه شده (fragmante) یا موزاییکی می‌دهد. آن‎گاه است که رسانه می‎تواند با انتقال مفاهیم و پیام‎‎های موردنظر، جامعه را برای آن‎چه که مطلوب نهایی آن است، مهیا سازد. پیامی که رسانه‎‎های ما باید آن را به‎درستی شناخته و تلاش کنند تا (به‎ویژه) در این دوره حساس به مخاطبان خود منتقل کنند، ایستادگی در مسیر حرکت پرشتاب انقلاب اسلامی است. نباید فراموش کرد که «آن‎چه حرکت انقلاب را در همان مسیر اصلی، امکان‎پذیر کرده، عشق ملت ایران به اسلام است که خاکریزی بزرگ و نفوذناپذیر برای انقلاب اسلامی و کشور به‎وجود آورده است که اگر مسیر عوض شود و اسلام از دست برود، این خاکریز دیگر وجود نخواهد داشت و پای زورگویان و متجاوزان به کشور باز خواهد شد.» این همان پارادایم مهم و اساسی است که باید آن را سرلوحه همه تلاش‌‎ها در مسیر حفظ انقلاب اسلامی قرار داد. تنها پناه گرفتن در پشت خاکریز بزرگ و نفوذناپذیر عشق ملت ایران به اسلام است که آمریکا جرئت تصور رؤیای پریشان حمله به ایران را ندارد؛ چراکه در این صورت خاکستر شراره‎‎های آتشفشان ملت غیور ایران، آمریکا را به خاک سیاه خواهد نشاند و آن‎گاه دیگر آمار خودکشی در آمریکا تنها محدود به چند سرباز افسرده در عراق و افغانستان نخواهد بود و این آواز شوم برای‎شان هزاران‎بار نواخته خواهد شد.

منتشر شده در هفته نامه پنجره شماره 52

لینک سایت فردا

لینک سایت جهان