خانم ویکتوریا گرند، مدیر ارتباطات و سیاست گذاری یوتیوب اخیرا در گفتگویی با دویچه وله- که خواندن متن کامل آن به همه دوستان رسانه ای و البته مسئولان ذیربط توصیه می شود- با اشاره به انتخابات سال گذشته ایران به تبیین سیاست های این سایت و چگونگی عملکرد و نقش یوتیوب در فرآیند اطلاع رسانی(‌بخوانید تحریک به آشوب) پرداخته است.

وی در بخشی از این گفتگو قدرت حیرت آور روزنامه نگاری شهروندی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را الهام بخش می داند. وی در بخش دیگری از سخنان خود به تطبیق فیلم های ارسال شده کاربران با استاندارهای مدون یوتیوب اشاره کرده و به این نکته اذعان میکند که ناظران یوتیوب در صورت مغایرت ویدئوها با استانداردهای این سایت، آنها را حذف می کنند.


بهانه نوشتن این چند خط تامل بر نکته "مهندسی سیاست های رسانه ای" دشمنان و تحلیل محتوای عملکرد آنان است. این سایت ها که تلاش می کنند تا خود را پایگاه جامع روزنامه نگاری شهروندی معرفی کنند در سال گذشته به انحا مختلف تلاش کردند تا این چنین وانمود کنند که اکثریت ملت ایران مخالف جمهوری اسلامی بود و خواستار سرنگونی آن هستند.

انتشار ویدئوهای کوتاه از برخی حوادث و اغتشاشات خیابانی که توسط عده ای معدود سازماندهی می شد و یا سردادن ذکر الله اکبر در پشت بام ها توسط برخی از مردم بعضی مناطق و یا سردادن شعار مخالفت با رئیس جمهور وقت توسط تعداد اندکی دانشجو در الگوی مهندسی شده رسانه ای این سایت ها بود. اما جالب اینجاست که این ویدئوها که با تعداد اندکی بازیگر نقش بسته بود، به شدت مورد توجه این شبکه های اجتماعی قرار می گیرد اما اتفاقی نظیر انتقاد نمادین و میلیونی مردم که در مراسم 14 خرداد امسال شاهد آن بودیم کمترین بازتابی در این شبکه ها پیدا نکرده و به اصطلاح دیده نمی شود.

دلیل آن هم قبلا از زبان خانم گرند شنیده ایم. این ویدئوها حتی در صورت ارسال نیز هیچ گاه به رویت کسی نخواهد رسید چرا که دیگر آن "الهام بخشی روزنامه نگاری شهروندی" را ندارد چرا که در خلاف سیاست های تعریف شده رسانه ای فتنه ای است که از مدتها قبل برنامه ریزی شده است. پس به راحتی می توان فهمید چرا کمتر ویدئویی از شعارهای میلیون ها نفر درمخالفت با دست ساخته سامری های فتنه گر، در بین کاربران شبکه جهانی اینترنت و امثال ماهواره ای اش دیده می شود و این دلیل دیگری است برای محک صداقت برخی رسانه نماهای شهروند مدار.

در پایان سخنی هم با خواص و نخبگان که این روزها فریادهای آنها در مذمت این کاربه زعم آنها غیراخلاقی گوش فلک را کرده است. اول اینکه این نخبگان دلسوز بیت امام، چرا در طول یک سال گذشته ذره ای از این دلسوزی را صرف خود امام و آرمان هایش نکردند؟‌ دوم اینکه فرضا شعار میلیون ها مردمی – که در کمال تعجب از سوی حتی برخی بزرگان تعداد اندکی خوانده شدند- در 14خرداد،‌ بجا و بموقع نبوده است؛‌ آیا مذمت اینان که به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی "ولی نعمتان" انقلاب- و شما نخبگان- هستند واجب تر است یا مدمت آنان که با عملکرد خود این اتفاق را اینگونه بسترساز شدند؟ کسانی که باعث شدند تا بغض فروخفته مردم در یک سال تنها در چند دقیقه شعارهای انقلابی و دور از جسارت خلاصه شود.

آیا این شعارها و درخواست های انقلابی غیراخلاقی و مصداق هتک حرمت امام و بیت امام است یا عملکرد فضاحت گونه برخی که هوای سکانداری اجرایی کشور را در سر می پروراندند؟ البته مع الاسف برخی نخبگان مدتی است از پاسخگویی به افکار عمومی و ولی نعمتان خود طفره می روند وبر طبل منویات خود می کوبند و امان از روزی که مردم کاسه صبرشان لبریز شود؛ آنگاه قطعا به چند دقیقه شعارانقلابی اکتفا نخواهند کرد.

 هفته‌نامه پنجره شماره 46

http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=529315