برای بررسی پشت صحنه جریان رأی اعتماد به وزرای دولت دهم به سراغ دکتر حدادعادل رفتیم، وی اعتقاد دارد که مجلس بنای چوب لای چرخ دولت گذاشتن نداشته است. از جمله حاشیههایی که در جریان رأی اعتماد به دولت در بهارستان جلوه بسیاری داشت شعر خوانی برخی از نمایندگان بود که خود کشکولی شد از اشعار ناموزون؛ در این باب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است که شعر خواندن در مجلس بیشتر از آنکه اسباب تأثیر شود، اسباب تفریح است و اساسا مجلس جای شعر نیست و شاعر نیز در مجلس باید سکوت کند، زیرا فضای مجلس داغتر از آن است که گل شعر بتواند در آفتاب سوزان آن دوام بیاورد و رشد کند.
جریان رأیاعتماد به وزرای دولت دهم، بهعنوان آخرین گام در فرآیند انتقال دولت نهم به دولت جدید را چگونه دیدید؟
کشور ما چند ماهی است حالت انتقال در مدیریت اجرایی را تجربه میکند. از مدتی قبل از انتخابات ریاستجمهوری شرایط خاصی بر کشور حاکم شده بود. البته این وضعیت در هر دولتی پیش میآید، اما امسال انتخابات، هم مقدماتش با تبلیغات گسترده، و شور و هیاهو همراه بود و هم حوادث پس از انتخابات که خصوصا در ماههای خرداد و تیر رخ داد شرایط خاصی ایجاد کرد. در ماههای اخیر به علت حوادث سیاسی و آشوبهای خیابانی که در بخشی از تهران رخ داد، تصویری از جمهوری اسلامی ترسیم شد که عدم ثبات و نوعی تزلزل را القا میکرد، در خارج از کشور چون فضای رسانهای در دست دشمنان کینهتوز انقلاب است، این عدم ثبات بیشتر القا و تبلیغ میشد؛ بهطوری که دوست و دشمن تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتند. قبل از آن ایران نماد ثبات در منطقه بهشمار میرفت و در مقایسه با کشورهای منطقه جمهوری اسلامی ایران مظهر ثبات بود. در جریان حوادث بعد از انتخابات، دشمنان انقلاب از اینکه یک علایمی برخلاف این مشاهده کردهاند، شاد بودند. در داخل هم بعضی از جریانات میل داشتند و دارند که این عدم ثبات تشدید شود و ادامه یابد.
مقام معظم رهبری با توجه به بر عهده داشتن مدیریت کلان کشور، در این شرایط چه نقشی را ایفا کردند؟
طبیعی است در چنین شرایطی باید این اتفاقات تدبیر و مدیریت میشد و طبعا مدیریت کلان کشور در درجه اول با رهبری است؛ ایشان و مسئولان نظام با درک این واقعیت سعی کردند این دوران انتقال سپری شود و مراحل قانونی تشکیل دولت دهم در وقت خودش طی شود و رسیدگی به شکایات انتخابات و اعلام رسمی نتیجه انتخابات شاید سختترین گام در این مرحله بود. بعد از آن مرحله تنفیذ فرا رسید که آنهم با متانت برگزار شد و تحلیف هم در مجلس صورت گرفت و تنها حلقه باقیمانده این زنجیر که اتصال را کامل میکرد، رأیاعتماد به وزرا در مجلس بود که مرحله پر تنشی بهنظر میرسید. در این فاصله اتفاقات تأسفباری از جمله نصب و عزل آقای مشایی رخ داد که باعث تنشهایی در درون اصولگرایان شد. پیامدهای داستان آقای مشایی در معرفی کابینه هم مشاهده شد؛ چه در آن دسته عدهای از وزرا که کنار رفتند و چه در آن عده که معرفی شدند. اتفاق غیرمنتظره دیگر معرفی سه وزیر زن بود که آن هم امواجی را در تهران و قم بهوجود آورد. رفتار مجلس در دادن رأیاعتماد به دولت را در چنین چشماندازی باید دید.
با اشاره به حوادث داخلی و خارجی که پس از انتخابات رخ داد و اتفاقات غیرمنتظرهای که از آن نام بردید، میتوان گفت که مجلس برای رأیاعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دهم به نوعی تحت فشار بوده است؟
تعبیر «تحت فشار» درست نیست، باید بگوییم مجلس واقعنگر بود و با این واقع نگری رأیاعتماد به وزرای دولت دهم داد، این شرایط بصیرتی به عموم نمایندگان میداد که در تصمیم نهایی آنان تأثیر داشت.
پس با این اوصاف اگر ملاحظات ایجاب کند، اصطلاح وکیلالدوله را هم میتوان برای نمایندگان بهکار برد؟
این نوع برچسبها خاص شما جوانان است که بهسرعت چنین اصطلاحاتی را بهکار میبرید.
حرف برخی سیاسیون هم هست؟
حرفهای سیاسیونی است که حرفهای جوانپسند میزنند.
اما بعضا نمایندگان مجلس همچنین اصطلاحاتی بهکار میبرند؟
وقتی دولت از ملت باشد، وکیل باید هم به دولت کمک کند و هم در خدمت ملت باشد، تقابل ملت و دولت اساسا تقابل اصیلی نیست وقتی ما یک دولتی را قبول داشته باشیم حالا هر دولتی باشد (منظورم بهطور اخص دولت آقای احمدینژاد نیست)، اگر نمایندگان مجلس آن دولت را خدمتگزار بدانند، باید راه را برای آن دولت باز کنند.
برخی از نمایندگان پیامی را به نقل از رهبری مبنی بر انجام توصیه برای رأیاعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دهم نقل میکردند. اصل ماجرا چه بود؟
نقل قولی که از مقام معظم رهبری در ضمن رأیاعتماد در صحن مجلس مطرح شد، به یک معنا حرف جدیدی بود. نگاه رهبری همیشه این بوده که بهعلت مصلحت نظام، علاقه داشتند دولتها هرچه زودتر و کاملتر تشکیل شود. اینبار شرایط ناشی از حوادث بعد از بیستودوم خرداد ایجاب میکرد که ما از بعضی از سختگیریها که در جای خود منطقی بود، ولی در چشمانداز حوادث اخیر غیرمنطقی بود پرهیز کنیم. مجلس با درک این واقعیت پرونده این رأیاعتماد را باز کرد.
لطفا درخصوص نقش مقام معظم رهبری در تشکیل کابینه دولت دهم دقیقتر توضیح دهید؟
سخن رهبری این بود که مصلحت است که قطار دولت از ایستگاه خارج شود (تعبیر از بنده است) و این در واقع پیامی است که همه گفته و ناگفته در مجلس درک میکردیم. اگر ما سختگیری میکردیم و فرضا از بیستویک وزیر ده تا دوازده نفر از آنان رأیاعتماد نمیآوردند و اینکار باعث میشد که هیئت دولت شکل نگیرد. اینکار، با هر نیتی صورت میگرفت، صحیح نبود، زیرا تفسیر محافل داخلی و خارجی این میشد که ایران هنوز از تنشهای بعد از انتخابات بیستودوم خرداد خارج نشده و در نهایت اینکار صددرصد به زیان نظام بود. رهبری در اوایل امر، قبل از اینکه اعضای کابینه به مجلس معرفی شوند توصیهای کرده بودند مبنی بر اینکه اگر مجلس میخواهد سختگیری کند، آن را در بعد دیانت و درستی و انقلابی بودن انجام دهد. مقام معظم رهبری توصیه کرده بودند که اگر مجلس به کارآمدی یک وزیر شک دارد، ولی رییسجمهور معتقد است که میتواند با آن وزیر کار کند، مجلس قول رییسجمهور را مهم بداند؛ زیرا در نهایت آنها با هم میخواهند کار کنند. البته این به این معنا نبود که حتما به هرکس که رییسجمهور معرفی میکند، رأیاعتماد داده شود، ولی نظر رهبری این بود که در محاسبه کارآمدی یک وزیر اظهارنظر رییسجمهور را که میخواهد با آن وزیر کار کند عاملی مهم تلقی کنید. این توصیه کمابیش به نمایندگان منتقل شده بود. در جریان رأی اعتماد زمزمههایی مبنی بر احتمال عدم رأیاعتماد مجلس به شش تا هشت نفر از وزرا وجود داشت. این باعث شد دولت نگران شود. در این حال رهبری با انتقال پیام دیگری به نمایندگان خواستند که نمایندگان بدانند که رهبری تمایل دارد وزرا رأیاعتماد بیاورند و مجلس را متوجه ضرورت تشکیل کابینهای بکنند که معرف اقتدار دولت باشد.
مسئلهای که در ابتدا باید به آن توجه داشت این است که رهبری تأکید داشتند که این پیام من بهعنوان تکلیف به نمایندگان نیست، یعنی رهبری هیچ دستوری به مجلس نداده و در نتیجه مخالفت مخالفان و رأی مخالف دادن آنها بهمعنای مخالفت با ولایت فقیه نیست، یعنی رهبری نخواستند عنوان حکم حکومتی مانع روند قانونی مجلس شوند و منتها رهبری بهعنوان دیدهبانی که در یک نقطه مرتفعی ایستاده و از حوادث دور و نزدیک که اتفاق میافتد، آگاه هستند خواستند نظر خود را به نمایندگان منتقل کنند و مجلس هم با درک مصلحتاندیشی رهبری این پیام را جدی گرفت.
منصفانه بگویید رای اعتماد مجلس به هیجده وزیرنتیجه پیام رهبری، دفاع رییسجمهور و یا دفاع خود وزرا بود؟
اگر پیام رهبری نبود تعداد بیشتری از وزرا احتمالا پنج یا شش نفر از آنها رأیاعتماد نمیآوردند.
میدانید چه وزرایی به جمع کسانی که رأیاعتماد نیاوردهاند اضافه میشدند؟
بیان اسامی ضرورتی ندارد و اساسا همان افرادی که رأیشان نزدیک مردودی بود، میافتادند.
رهبری سوءنیتی در سختگیری نمایندگان سراغ نداشتند و دقت در صلاحیت و کارآمدی وزیران را حق مجلس میدانستند، ولی ایشان به مجلس پیام دادند که در شرایط فعلی تشکیل یک دولت مقتدر به سود کشور و نظام است. نمایندگان هم با تمکینی که در مقابل پیام رهبری داشتند و دارند این نظر رهبری را هم مطاع دانستند، نتیجه خوبی هم گرفته شد و دولت شکل گرفت.
یکی از ایرادهایی که دولت نهم داشت، جابهجایی وزرا و مدیران بود که یکی از مسببان آن رأیاعتماد مجلس هفتم به دولت نهم بود. آیا فکر نمیکنید، دوباره این اتفاق بیفتد و ماجرای تغییر وزرا دولت نهم در این دولت هم ادامه یابد؟
با این آقای دکتر احمدینژاد هیچچیز قابل پیشبینی نیست و همهچیز ممکن است. حالا بعضی این موضوع را حسن آقای احمدینژاد میدانند و بعضی عیب ایشان، و در این جهت هیچ بعید نیست که ایشان شش ماه دیگر بهترین وزیر خود را عوض کنند. آقای احمدینژاد همیشه به قول خودشان شگفتیساز هستند.
واکنش مجلس به معرفی وزرای زن از سوی رییسجمهور چگونه بود؟
معرفی وزرای زن غیرمنتظره بود و در واقع همه را غافلگیر کرد و در پی این امر مطلبی نبود که از چند ماه پیش مطرح شده باشد و اذهان آمادگی آنرا داشته باشند. بهطور طبیعی صفبندیهایی بهصورت موافق و مخالف پیرامون این موضوع شکل گرفت. در اینجا دو نظر وجود داشت، یکی نظر بعضی از مراجع تقلید بود که وزیر شدن زنان را از جهاتی جایز و به مصلحت نمیدانستند، نظر دیگر هم نظری بود که رییسجمهور در مجلس به تفصیل درباره آن توضیح داد. استدلال ایشان این بود که نیمی از جمعیت کشور را خانمها تشکیل میدهند و این روزها خانمها خیلی جدی درس میخوانند و وارد عرصه خدمت میشوند و شاید ما تنها کشوری باشیم که دو سوم ورودی دانشگاهها را خانمها تشکیل میدهند و امروزه در بسیاری از بخشهای حکومت افزایش روزافزون حضور زنان محسوس است و زنان کارآیی و کارآمدی خود را نشان دادهاند و چهره دستگاه حکومتی که تا حالا مردانه بوده بهسرعت در حال تغییر است. برخلاف سنت چند دهه گذشته که خانمهای تحصیل کرده غالبا معلم و پرستار میشدند، امروز به عرصههای دیگر هم ورود پیدا کردهاند. آقای احمدینژاد معتقدند که ما باید بار مشکلات کشور را به دست خانمها و آقایان معتقد به انقلاب و دلسوز نظام از زمین برداریم.
رأیاعتماد دادن مجلس به وزرای پیشنهادی زن بهطور کلی تحت تأثیر چند عامل بود، از یک طرف تمایل مجلس به رعایت نظر مراجع در کار بود. مجلس یک مجلس اصولگرا است و به نقش مرجعیت در انقلاب و پیدایش آن و حفظ بقای آن وقوف دارد. مجلس نمیخواهد کار خلاف شرع انجام دهد. البته این مسئلهای نبود که تمام مراجع بر سر آن اتفاق نظر داشته باشند. عدهای از نمایندگان نیز این دغدغه را داشتند که رأیاعتماد ندادن مجلس به هر سه وزیر پیشنهادی زن ممکن است در داخل کشور اینگونه تلقی شود که زن هرگز نمیتواند وزیر شود. در خارج کشور هم ممکن بود دشمنان انقلاب بهانهای برای این بهدست بیاورند و تبلیغ کنند که در اسلام به زن بهعنوان شهروند درجه دوم نگاه میشود و بخواهند برای قرار دادن زنان در مقابل اسلام در اینخصوص برنامهریزی کنند. بالاخره با درنظر گرفتن این واقعیتها و بررسی صلاحیتها و پیامدهای مثبت و منفی و خصوصا شخصیت ممتاز خانم وحید دستجردی، ایشان رأیاعتماد کسب کرد و دو وزیر زن دیگر رأیاعتماد نیاوردند.
در مورد خانم وحید دستجردی وضعیت چگونه بود؟
اگر صلاحیتهای فردی خانم دکتر وحید نبود نتیجه رأیگیری غیر از این میشد. هرکس نطق خانم دستجردی را در مجلس شنید تصدیق کرد که بهترین نطق در بین وزرا نطق ایشان بوده است.
این خانم در شانزده سالگی وارد دانشکده پزشکی شده و هوش و استعداد هم در خانواده آنها موروثی است و پدر ایشان سالها عهدهدار اداره هلال احمر بوده و نزد مراجع نیز فردی محترم شمرده میشده است و پدر بزرگ این خانم مرحوم وحیددستگردی در تاریخ ادب معاصر نزد اهل ادب یک شاعر توانا و یک چهره ماندگار است. این خانم دو دوره نماینده مجلس بوده آن هم یک نماینده فعال و نقش ایشان در استیضاح آقای عبدا... نوری فراموش نمیشود.
آنچه در جریان رأیاعتماد در رسانه هم آمده بود انتقاد جدی بهنحوه تعامل دولت و مجلس در جریان رأیاعتماد بود؟
چرا راحت صحبت نمیکنید، بگویید دولت سعی داشت روی رأی نمایندگان تأثیر بگذارد.
بهنظر میرسد اکثر نمایندگان با معاون پارلمانی دولت چندان تعامل خوشایندی ندارند و یا لااقل پالسهای مثبتی بینشان رد و بدل نمی شود؟
ولی معاون پارلمانی تعامل خوشایندی با اکثر نمایندگان دارد. آقای رحیمی کار خود را میکند و بهعنوان معاون امور مجلس رییسجمهور در تأمین مقصود ایشان تلاش میکند تا آن چیزی که رییسجمهور از مجلس میخواهد به دست بیاید. اساسا هر معاون امور مجلسی کارش همین است و آقای رحیمی هم سعی میکند تا وظیفهاش را به انجام برساند.
پس تأثیرگذاری دولت بر مجلس به چه شکل بوده است؟
خوب است بدانید اساسا در مجلس ارادهای برای مخالفت با دولت وجود نداشت، یعنی این مجلس، مجلسی نبود که بخواهد چوب لای چرخ دولت بگذارد و اصلا قبل از قضیه آقای مشایی و در اوایل تیرماه اگر از مجلسیها نظرشان را در مورد کابینه میپرسیدید، میگفتند تلاش میکنیم بیشتر وزرا رأی بیاورند. ولی اتفاقهایی افتاد که به آنها اشاره کردیم و سبب شد یک مقداری نمایندگان دچار مشکل بشوند که یکی داستان آقای مشایی و دیگری مسئله معرفی وزرای زن بود والا مجلسیها شمشیری برای بریدن سر کابینه تیز نکرده بودند. از سوی دیگر در شرایط طبیعی و عادی انصافا باید گفت دولت هم کابینهای ضعیف معرفی نکرد، آقای احمدینژاد نسبت به سال هشتادوچهار کسی است که چهار سال تجربه ریاستجمهوری دارد و نیروهای بهتر و بیشتری را شناخته است.
با این اوصاف یعنی اعضای کابینه دولت دهم بهتر از اعضای دولت نهم هستند؟
نمیگویم خیلی زیاد از آنها قویترند، ولی بهنظر میرسد کابینه دولت دهم از لحاظ کارآمدی بهتر از کابینه قبلی است.
آیا دولت در جریان رأیاعتماد به وزرا تأثیرگذار بوده است؟
بله، دولت در این چند روز در اوج فعالیت بود تا نمایندگان را متقاعد کند که به وزرا رأی بدهند، مثلا به وزرای پیشنهادی میگفتند تا جایی که میتوانید با نمایندگان صحبت کنید که این خود یک راه تأثیرگذاری مجاز است.
آیا به کسی هم هدیه داده میشد؟
به من کسی هدیه نداده است.
درخصوص آقای محرابیان ظاهرا با ایشان شما صحبت کرده بودید؟
بله، بنده با آقای محرابیان صحبت کردم و درخصوص سخنانی که در مورد ایشان زده میشد مفصل صحبت کردم و ایشان توضیحاتی به من داد که مفید بود و بنده نیز توضیحات ایشان را با سایر نمایندگان مطرح کردم و باز دوباره حرفهای نمایندگان را به شکل دیگری به اطلاع وی رساندم.
برخی از نمایندگان سخنان تندی در مورد آقای بهبهانی مطرح کردند؛ در این باب نظرتان چیست؟
آقای بهبهانی را بنده قبل از وزیر شدنشان میشناسم و سخنان منفی علیه ایشان را هم بهصورت مفصل و دقیق شنیدهام، ولی در جنب این مباحث کسانی هم در مجلس بودند که خلاف این صحبتها را میگفتند. آنها افراد متدین و مورد وثوق ما بودند. بنده در این مورد هم سعی کردم حرف آنها هم در مجلس شنیده شود.
چرا آقای علیآبادی رأیاعتماد نیاورد؟
دلایل زیادی داشت که از میان آنها به دو دلیل اشاره میکنم، یکی اینکه به آقای علیآبادی بهعلت نتایج المپیک لطمه خورد، اگر وزارت ورزش داشتیم وزیرش قطعا استیضاح میشد. احتمالا اگر ایشان بهجای تربیتبدنی در وزارت راه یا مسکن فعالیت میکرد، رأی میآورد و از سوی دیگر نمایندگان نظر مثبتی در مورد آقای فتاح داشتند و کارهای او را مثبت ارزیابی میکردند.
علت کنار گذاشتن آقای فتاح از وزارت نیرو چه بود؟
در اینخصوص قولها متفاوت است، بعضیها میگویند رییسجمهور از مدتها پیش بهشیوه مدیریت آقای فتاح انتقاد داشتند و بعضیها مسئله تغییر ایشان را به داستان آقای مشایی مرتبط میکنند.
شما یکی از چهار نفری هستید که در رأیگیری حضور نداشتند، علت این موضوع چه بود؟
این از عجایب است زیرا من در چند هفته اخیر و خصوصا در هفته رأیاعتماد، برای حصول نتیجه مناسب و معقول یکسره در تلاش بودم، متأسفانه نتوانستم در رأیگیری شرکت کنم، در روز پنجشنبه جلسه مهمی داشتم و به این دلیل جلسه را روز پنجشنبه گذاشته بودم که فکر میکردم رأیگیری حداکثر روز چهارشنبه تمام میشود. در آن روز تصمیم گرفتم در ابتدای جلسه شرکت کنم و بعد خود را به مجلس برسانم و با شروع نطق آقای احمدینژاد که احتمال میدادم حدود پنجاه دقیقه صحبت کند حرکت کردم. ایشان کوتاه صحبت کردند و گویی یک فرود اضطراری در نطق داشتند.
بنده هم در راه به شلوغی خیابانها برخورد کردم و وقتی که به دیوارهای بهارستان رسیدم، از طریق تلویزیون ماشین متوجه شدم که صندوقها را برای شمارش بردند، در این شرایط دیدم قدم گذاشتن در داخل صحن مسئلهساز است. البته میدانستم حضورم تغییری در نتایج بهوجود نمیآورد.
نمایندگان اقلیت در ابتدای حوادث پس از انتخابات دولت را نامشروع اعلام کردند، اما شاهد بودیم که در جریان رأیاعتماد حضوری جدی داشتند و خیلی از آنان در مخالفت با وزرا سخن گفتند؛ این رفتار را چگونه تحلیل میکنید؟
در حال حاضر نامشروع بودن دولت از زبان نمایندگان اقلیت شنیده نمیشود و صحبتهای مخالف نمایندگان اقلیت امری طبیعی است.
البته به همان اندازه هم اکثریت در مخالفت صحبت کردند و کسانی مثل زاکانی و اکرمی که جزو اقلیت نیستند و در مخالفت دستکمی از اقلیت نداشتند، اگر میخواهید رفتار پشت صحنه اقلیت را ببینید، باید به تعداد آرای مثبت به وزرا دقت کنید تا مشخص شود تصمیم فراکسیون اقلیت چه بوده است.
لطفا منظورتان را یک مقدار بیشتر توضیح دهید؟
آقای وحیدی کسی بود که هیچ مخالفی نداشت و اقلیت هم دلیلی بر مخالفت با وزیر شدن ایشان عرضه نکرد و جوسازیهای دشمنان ایجاب میکرد که وزیر دفاع رأی بالایی را بیاورد و سؤال اینجا است که این نزدیک شصت رأی منفی از ممتنع و مخالف را چه کسانی به آقای وحیدی دادهاند، رأیگیری در مجلس مخفی است و من هم نمیدانم چهکسی به چهکسی رأی داده یا نداده است و نمیدانم تصمیمگیری فراکسیونی اقلیت چه بوده، اما بعید میدانم شصت نفر از اکثریت به وحیدی رأی مثبت نداده باشند.
آیا از سوی رییسجمهور پیشنهاد پذیرش سمتی به شما شده بود؟
آقای رییسجمهور هیچ وقت با بنده در مورد وزارت ارشاد صحبت نکردند و هیچ پیغامی هم به بنده نرسید و حتی نامههایی که برای چندصد نفر فرستاده بودند تا برنامه ارایه کنند نیز به دست من نرسید، ولی از صدها طریق این شایعه به گوشم رسید و شنیدم آقای رییسجمهور صحبتهایی شفاهی با بعضی از اشخاص اظهار کرده بودند که فلانی را میتوان برای وزارت ارشاد در نظر گرفت. در مجموع کار خوبی هم کردند که رسما با من در میان نگذاشتند.
اگر در میان میگذاشتند چه پاسخی میدادید؟
نمیپذیرفتم، زیرا سلیقه، نوع نگاه و بینش بنده با رفتار آقای احمدینژاد منطبق نیست و در عین اینکه از رییسجمهور پشتیبانی میکنم و به ایشان رأی دادهام، ترجیح میدهم در مجلس نقش خود را ایفا کنم. اگر با من موضوع را در میان میگذاشتند، استدلال میکردم که با نگاه انتقادی که نسبت به آقای احمدینژاد دارم حضورم در دولت به همگونی کابینه لطمه میزند.
