برای بررسی پشت صحنه جریان رأی اعتماد به وزرای دولت دهم به سراغ دکتر حدادعادل رفتیم، وی اعتقاد دارد که مجلس بنای چوب لای چرخ دولت گذاشتن نداشته است. از جمله حاشیههایی که در جریان رأی اعتماد به دولت در بهارستان جلوه بسیاری داشت شعر خوانی برخی از نمایندگان بود که خود کشکولی شد از اشعار ناموزون؛ در این باب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است که شعر خواندن در مجلس بیشتر از آن‎که اسباب تأثیر شود، اسباب تفریح است و اساسا مجلس جای شعر نیست و شاعر نیز در مجلس باید سکوت کند، زیرا فضای مجلس داغ‎تر از آن است که گل شعر بتواند در آفتاب سوزان آن دوام بیاورد و رشد کند.


جریان رأی‎اعتماد به وزرای دولت دهم، به‎عنوان آخرین گام در فرآیند انتقال دولت نهم به دولت جدید را چگونه دیدید؟
کشور ما چند ماهی است حالت انتقال در مدیریت اجرایی را تجربه میکند. از مدتی قبل از انتخابات ریاست‎جمهوری شرایط خاصی بر کشور حاکم شده بود. البته این وضعیت در هر دولتی پیش میآید، اما امسال انتخابات، هم مقدماتش با تبلیغات گسترده، و شور و هیاهو همراه بود و هم حوادث پس از انتخابات که خصوصا در ماههای خرداد و تیر رخ داد شرایط خاصی ایجاد کرد. در ماههای اخیر به علت حوادث سیاسی و آشوب‎های خیابانی که در بخشی از تهران رخ داد، تصویری از جمهوری اسلامی ترسیم شد که عدم ثبات و نوعی تزلزل را القا میکرد، در خارج از کشور چون فضای رسانهای در دست دشمنان کینه‎توز انقلاب است، این عدم ثبات بیشتر القا و تبلیغ میشد؛ به‎طوری که دوست و دشمن تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتند. قبل از آن ایران نماد ثبات در منطقه به‎شمار میرفت و در مقایسه با کشورهای منطقه جمهوری اسلامی ایران مظهر ثبات بود. در جریان حوادث بعد از انتخابات، دشمنان انقلاب از این‎که یک علایمی برخلاف این مشاهده کرده‎اند، شاد بودند. در داخل هم بعضی از جریانات میل داشتند و دارند که این عدم ثبات تشدید شود و ادامه یابد.

مقام معظم رهبری با توجه به بر عهده داشتن مدیریت کلان کشور، در این شرایط چه نقشی را ایفا کردند؟
طبیعی است در چنین شرایطی باید این اتفاقات تدبیر و مدیریت میشد و طبعا مدیریت کلان کشور در درجه اول با رهبری است؛ ایشان و مسئولان نظام با درک این واقعیت سعی کردند این دوران انتقال سپری شود و مراحل قانونی تشکیل دولت دهم در وقت خودش طی شود و رسیدگی به شکایات انتخابات و اعلام رسمی نتیجه انتخابات شاید سخت‎ترین گام در این مرحله بود. بعد از آن مرحله تنفیذ فرا رسید که آنهم با متانت برگزار شد و تحلیف هم در مجلس صورت گرفت و تنها حلقه باقی‎مانده این زنجیر که اتصال را کامل میکرد، رأی‎اعتماد به وزرا در مجلس بود که مرحله پر تنشی به‎نظر می‎رسید. در این فاصله اتفاقات تأسف‎باری از جمله نصب و عزل آقای مشایی رخ داد که باعث تنش‎هایی در درون اصول‎گرایان شد. پیامدهای داستان آقای مشایی در معرفی کابینه هم مشاهده شد؛ چه در آن دسته عدهای از وزرا که کنار رفتند و چه در آن عده که معرفی شدند. اتفاق غیرمنتظره دیگر معرفی سه وزیر زن بود که آن هم امواجی را در تهران و قم به‎وجود آورد. رفتار مجلس در دادن رأی‎اعتماد به دولت را در چنین چشم‎اندازی باید دید.

با اشاره به حوادث داخلی و خارجی که پس از انتخابات رخ داد و اتفاقات غیرمنتظرهای که از آن نام بردید، می‎توان گفت که مجلس برای رأی‎اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دهم به نوعی تحت فشار بوده است؟
تعبیر «تحت فشار» درست نیست، باید بگوییم مجلس واقع‎نگر بود و با این واقع نگری رأی‎اعتماد به وزرای دولت دهم داد، این شرایط بصیرتی به عموم نمایندگان میداد که در تصمیم نهایی آنان تأثیر داشت.

پس با این اوصاف اگر ملاحظات ایجاب کند، اصطلاح وکیل‎الدوله را هم می‎توان برای نمایندگان به‎کار برد؟
این نوع برچسب‎ها خاص شما جوانان است که به‎سرعت چنین اصطلاحاتی را به‎کار میبرید.

حرف برخی سیاسیون هم هست؟
حرفهای سیاسیونی است که حرفهای جوان‎پسند میزنند.

اما بعضا نمایندگان مجلس هم‎چنین اصطلاحاتی به‎کار میبرند؟
وقتی دولت از ملت باشد، وکیل باید هم به دولت کمک کند و هم در خدمت ملت باشد، تقابل ملت و دولت اساسا تقابل اصیلی نیست وقتی ما یک دولتی را قبول داشته باشیم حالا هر دولتی باشد (منظورم به‎طور اخص دولت آقای احمدی‎نژاد نیست)، اگر نمایندگان مجلس آن دولت را خدمتگزار بدانند، باید راه را برای آن دولت باز کنند.

برخی از نمایندگان پیامی را به نقل از رهبری مبنی بر انجام توصیه برای رأی‎اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دهم نقل می‎کردند. اصل ماجرا چه بود؟
نقل قولی که از مقام معظم رهبری در ضمن رأی‎اعتماد در صحن مجلس مطرح شد، به یک معنا حرف جدیدی بود. نگاه رهبری همیشه این بوده که به‎علت مصلحت نظام، علاقه داشتند دولت‎ها هرچه زودتر و کامل‎تر تشکیل شود. این‎بار شرایط ناشی از حوادث بعد از بیست‎ودوم خرداد ایجاب می‎کرد که ما از بعضی از سخت‎گیریها که در جای خود منطقی بود، ولی در چشم‎انداز حوادث اخیر غیرمنطقی بود پرهیز کنیم. مجلس با درک این واقعیت پرونده این رأی‎اعتماد را باز کرد.

لطفا درخصوص نقش مقام معظم رهبری در تشکیل کابینه دولت دهم دقیق‎تر توضیح دهید؟
سخن رهبری این بود که مصلحت است که قطار دولت از ایستگاه خارج شود (تعبیر از بنده است) و این در واقع پیامی است که همه گفته و ناگفته در مجلس درک می‎کردیم. اگر ما سخت‎گیری می‎کردیم و فرضا از بیست‎ویک وزیر ده تا دوازده نفر از آنان رأی‎اعتماد نمی‎آوردند و این‎کار باعث می‎شد که هیئت دولت شکل نگیرد. این‎کار، با هر نیتی صورت می‎گرفت، صحیح نبود، زیرا تفسیر محافل داخلی و خارجی این می‎شد که ایران هنوز از تنشهای بعد از انتخابات بیست‎ودوم خرداد خارج نشده و در نهایت این‎کار صددرصد به زیان نظام بود. رهبری در اوایل امر، قبل از این‎که اعضای کابینه به مجلس معرفی شوند توصیه‎ای کرده بودند مبنی بر این‎که اگر مجلس می‎خواهد سختگیری کند، آن را در بعد دیانت و درستی و انقلابی بودن انجام دهد. مقام معظم رهبری توصیه کرده بودند که اگر مجلس به کارآمدی یک وزیر شک دارد، ولی رییس‎جمهور معتقد است که می‎تواند با آن وزیر کار کند، مجلس قول رییس‎جمهور را مهم بداند؛ زیرا در نهایت آن‎ها با هم میخواهند کار کنند. البته این به این معنا نبود که حتما به هرکس که رییس‎جمهور معرفی می‎کند، رأی‎اعتماد داده شود، ولی نظر رهبری این بود که در محاسبه کارآمدی یک وزیر اظهارنظر رییس‎جمهور را که می‎خواهد با آن وزیر کار کند عاملی مهم تلقی کنید. این توصیه کمابیش به نمایندگان منتقل شده بود. در جریان رأی اعتماد زمزمههایی مبنی بر احتمال عدم رأی‎اعتماد مجلس به شش تا هشت نفر از وزرا وجود داشت. این باعث شد دولت نگران شود. در این حال رهبری با انتقال پیام دیگری به نمایندگان خواستند که نمایندگان بدانند که رهبری تمایل دارد وزرا رأی‎اعتماد بیاورند و مجلس را متوجه ضرورت تشکیل کابینه‎ای بکنند که معرف اقتدار دولت باشد.
مسئله‎ای که در ابتدا باید به آن توجه داشت این است که رهبری تأکید داشتند که این پیام من به‎عنوان تکلیف به نمایندگان نیست، یعنی رهبری هیچ دستوری به مجلس نداده و در نتیجه مخالفت مخالفان و رأی مخالف دادن آن‎ها به‎معنای مخالفت با ولایت فقیه نیست، یعنی رهبری نخواستند عنوان حکم حکومتی مانع روند قانونی مجلس شوند و منتها رهبری به‎عنوان دیده‎بانی که در یک نقطه مرتفعی ایستاده و از حوادث دور و نزدیک که اتفاق می‎افتد، آگاه هستند خواستند نظر خود را به نمایندگان منتقل کنند و مجلس هم با درک مصلحت‎اندیشی رهبری این پیام را جدی گرفت.

منصفانه بگویید رای اعتماد مجلس به هیجده وزیرنتیجه پیام رهبری، دفاع رییس‎جمهور و یا دفاع خود وزرا بود؟
اگر پیام رهبری نبود تعداد بیشتری از وزرا احتمالا پنج یا شش نفر از آن‎ها رأی‎اعتماد نمیآوردند.

میدانید چه وزرایی به جمع کسانی که رأی‎اعتماد نیاوردهاند اضافه می‎شدند؟
بیان اسامی ضرورتی ندارد و اساسا همان افرادی که رأی‎شان نزدیک مردودی بود، می‎افتادند.
رهبری سوء‎نیتی در سخت‎گیری نمایندگان سراغ نداشتند و دقت در صلاحیت و کارآمدی وزیران را حق مجلس می‎دانستند، ولی ایشان به مجلس پیام دادند که در شرایط فعلی تشکیل یک دولت مقتدر به سود کشور و نظام است. نمایندگان هم با تمکینی که در مقابل پیام رهبری داشتند و دارند این نظر رهبری را هم مطاع دانستند، نتیجه خوبی هم گرفته شد و دولت شکل گرفت.

یکی از ایرادهایی که دولت نهم داشت، جا‎به‎جایی وزرا و مدیران بود که یکی از مسببان آن رأی‎اعتماد مجلس هفتم به دولت نهم بود. آیا فکر نمیکنید، دوباره این اتفاق بیفتد و ماجرای تغییر وزرا دولت نهم در این دولت هم ادامه یابد؟
با این آقای دکتر احمدی‎نژاد هیچ‎چیز قابل پیش‎بینی نیست و همه‎چیز ممکن است. حالا بعضی این موضوع را حسن آقای احمدی‎نژاد می‎دانند و بعضی عیب ایشان، و در این جهت هیچ بعید نیست که ایشان شش ماه دیگر بهترین وزیر خود را عوض کنند. آقای احمدی‎نژاد همیشه به قول خودشان شگفتی‎ساز هستند.

واکنش مجلس به معرفی وزرای زن از سوی رییس‎جمهور چگونه بود؟
معرفی وزرای زن غیرمنتظره بود و در واقع همه را غافلگیر کرد و در پی این امر مطلبی نبود که از چند ماه پیش مطرح شده باشد و اذهان آمادگی آن‎را داشته باشند. به‎طور طبیعی صف‎بندیهایی به‎صورت موافق و مخالف پیرامون این موضوع شکل گرفت. در این‎جا دو نظر وجود داشت، یکی نظر بعضی از مراجع تقلید بود که وزیر شدن زنان را از جهاتی جایز و به مصلحت نمیدانستند، نظر دیگر هم نظری بود که رییس‎جمهور در مجلس به تفصیل درباره آن توضیح داد. استدلال ایشان این بود که نیمی از جمعیت کشور را خانمها تشکیل می‎دهند و این روزها خانمها خیلی جدی درس می‎خوانند و وارد عرصه خدمت می‎شوند و شاید ما تنها کشوری باشیم که دو سوم ورودی دانشگاه‎ها را خانمها تشکیل می‎دهند و امروزه در بسیاری از بخشهای حکومت افزایش روز‎افزون حضور زنان محسوس است و زنان کارآیی و کارآمدی خود را نشان داده‎اند و چهره دستگاه حکومتی که تا حالا مردانه بوده به‎سرعت در حال تغییر است. برخلاف سنت چند دهه گذشته که خانمهای تحصیل کرده غالبا معلم و پرستار میشدند، امروز به عرصه‎های دیگر هم ورود پیدا کرده‎‎اند. آقای احمدی‎نژاد معتقدند که ما باید بار مشکلات کشور را به دست خانمها و آقایان معتقد به انقلاب و دلسوز نظام از زمین برداریم.
رأی‎اعتماد دادن مجلس به وزرای پیشنهادی زن به‎طور کلی تحت تأثیر چند عامل بود، از یک طرف تمایل مجلس به رعایت نظر مراجع در کار بود. مجلس یک مجلس اصول‎گرا است و به نقش مرجعیت در انقلاب و پیدایش آن و حفظ بقای آن وقوف دارد. مجلس نمی‎خواهد کار خلاف شرع انجام دهد. البته این مسئله‎ای نبود که تمام مراجع بر سر آن اتفاق نظر داشته باشند. عده‎ای از نمایندگان نیز این دغدغه را داشتند که رأی‎اعتماد ندادن مجلس به هر سه وزیر پیشنهادی زن ممکن است در داخل کشور این‎گونه تلقی ‎شود که زن هرگز نمی‎تواند وزیر شود. در خارج کشور هم ممکن بود دشمنان انقلاب بهانه‎ای برای این به‎دست بیاورند و تبلیغ کنند که در اسلام به زن به‎عنوان شهروند درجه دوم نگاه می‎شود و بخواهند برای قرار دادن زنان در مقابل اسلام در این‎خصوص برنامه‎ریزی کنند. بالاخره با درنظر گرفتن این واقعیتها و بررسی صلاحیتها و پیامدهای مثبت و منفی و خصوصا شخصیت ممتاز خانم وحید دستجردی، ایشان رأی‎اعتماد کسب کرد و دو وزیر زن دیگر رأی‎اعتماد نیاوردند.

در مورد خانم وحید دستجردی وضعیت چگونه بود؟
اگر صلاحیتهای فردی خانم دکتر وحید نبود نتیجه رأی‎گیری غیر از این می‎شد. هرکس نطق خانم دستجردی را در مجلس شنید تصدیق کرد که بهترین نطق در بین وزرا نطق ایشان بوده است.
این خانم در شانزده سالگی وارد دانشکده پزشکی شده و هوش و استعداد هم در خانواده آن‎ها موروثی است و پدر ایشان سالها عهده‎دار اداره هلال احمر بوده و نزد مراجع نیز فردی محترم شمرده می‎شده است و پدر بزرگ این خانم مرحوم وحیددستگردی در تاریخ ادب معاصر نزد اهل ادب یک شاعر توانا و یک چهره ماندگار است. این خانم دو دوره نماینده مجلس بوده آن هم یک نماینده فعال و نقش ایشان در استیضاح آقای عبدا... نوری فراموش نمی‎شود.

آن‎چه در جریان رأی‎اعتماد در رسانه هم آمده بود انتقاد جدی به‎نحوه تعامل دولت و مجلس در جریان رأی‎اعتماد بود؟
چرا راحت صحبت نمی‎کنید، بگویید دولت سعی داشت روی رأی‎ نمایندگان تأثیر بگذارد.

به‎نظر می‎رسد اکثر نمایندگان با معاون پارلمانی دولت چندان تعامل خوشایندی ندارند و یا لااقل پالسهای مثبتی بین‎شان رد و بدل نمی شود؟
ولی معاون پارلمانی تعامل خوشایندی با اکثر نمایندگان دارد. آقای رحیمی کار خود را می‎کند و به‎عنوان معاون امور مجلس رییس‎جمهور در تأمین مقصود ایشان تلاش می‎کند تا آن چیزی که رییس‎جمهور از مجلس می‎خواهد به دست بیاید. اساسا هر معاون امور مجلسی کارش همین است و آقای رحیمی هم سعی می‎کند تا وظیفه‎اش را به انجام برساند.

پس تأثیرگذاری دولت بر مجلس به چه شکل بوده است؟
خوب است بدانید اساسا در مجلس ارادهای برای مخالفت با دولت وجود نداشت، یعنی این مجلس، مجلسی نبود که بخواهد چوب لای چرخ دولت بگذارد و اصلا قبل از قضیه آقای مشایی و در اوایل تیرماه اگر از مجلسیها نظرشان را در مورد کابینه می‎پرسیدید، می‎گفتند تلاش می‎کنیم بیشتر وزرا رأی بیاورند. ولی اتفاق‎هایی افتاد که به آن‎ها اشاره کردیم و سبب شد یک مقداری نمایندگان دچار مشکل بشوند که یکی داستان آقای مشایی و دیگری مسئله معرفی وزرای زن بود والا مجلسیها شمشیری برای بریدن سر کابینه تیز نکرده بودند. از سوی دیگر در شرایط طبیعی و عادی انصافا باید گفت دولت هم کابینه‎ای ضعیف معرفی نکرد، آقای احمدی‎نژاد نسبت به سال هشتادوچهار کسی است که چهار سال تجربه ریاست‎جمهوری دارد و نیروهای بهتر و بیشتری را شناخته است.

با این اوصاف یعنی اعضای کابینه دولت دهم بهتر از اعضای دولت نهم هستند؟
نمی‎گویم خیلی زیاد از آن‎ها قوی‎ترند، ولی به‎نظر می‎رسد کابینه دولت دهم از لحاظ کارآمدی بهتر از کابینه قبلی است.

آیا دولت در جریان رأی‎اعتماد به وزرا تأثیرگذار بوده است؟
بله، دولت در این چند روز در اوج فعالیت بود تا نمایندگان را متقاعد کند که به وزرا رأی بدهند، مثلا به وزرای پیشنهادی میگفتند تا جایی که می‎توانید با نمایندگان صحبت کنید که این خود یک راه تأثیرگذاری مجاز است.

آیا به کسی هم هدیه داده می‎شد؟
به من کسی هدیه نداده است.

درخصوص آقای محرابیان ظاهرا با ایشان شما صحبت کرده بودید؟
بله، بنده با آقای محرابیان صحبت کردم و درخصوص سخنانی که در مورد ایشان زده می‎شد مفصل صحبت کردم و ایشان توضیحاتی به من داد که مفید بود و بنده نیز توضیحات ایشان را با سایر نمایندگان مطرح کردم و باز دوباره حرفهای نمایندگان را به شکل دیگری به اطلاع وی رساندم.

برخی از نمایندگان سخنان تندی در مورد آقای بهبهانی مطرح کردند؛ در این باب نظرتان چیست؟
آقای بهبهانی را بنده قبل از وزیر شدنشان می‎شناسم و سخنان منفی علیه ایشان را هم به‎صورت مفصل و دقیق شنیدهام، ولی در جنب این مباحث کسانی هم در مجلس بودند که خلاف این صحبتها را می‎گفتند. آن‎ها افراد متدین و مورد وثوق ما بودند. بنده در این مورد هم سعی کردم حرف آن‎ها هم در مجلس شنیده شود.

چرا آقای علی‎آبادی رأی‎اعتماد نیاورد؟
دلایل زیادی داشت که از میان آن‎ها به دو دلیل اشاره می‎کنم، یکی این‎که به آقای علی‎آبادی به‎علت نتایج المپیک لطمه خورد، اگر وزارت ورزش داشتیم وزیرش قطعا استیضاح می‎شد. احتمالا اگر ایشان به‎جای تربیت‎بدنی در وزارت راه یا مسکن فعالیت می‎کرد، رأی می‎آورد و از سوی دیگر نمایندگان نظر مثبتی در مورد آقای فتاح داشتند و کارهای او را مثبت ارزیابی می‎کردند.

علت کنار گذاشتن آقای فتاح از وزارت نیرو چه بود؟
در این‎خصوص قول‎ها متفاوت است، بعضی‎ها می‎گویند رییس‎جمهور از مدت‎ها پیش به‎شیوه مدیریت آقای فتاح انتقاد داشتند و بعضی‎ها مسئله تغییر ایشان را به داستان آقای مشایی مرتبط می‎کنند.

شما یکی از چهار نفری هستید که در رأی‎گیری حضور نداشتند، علت این موضوع چه بود؟
این از عجایب است زیرا من در چند هفته اخیر و خصوصا در هفته رأی‎اعتماد، برای حصول نتیجه مناسب و معقول یکسره در تلاش بودم، متأسفانه نتوانستم در رأی‎گیری شرکت کنم، در روز پنج‎شنبه جلسه مهمی داشتم و به این دلیل جلسه را روز پنج‎شنبه گذاشته بودم که فکر می‎کردم رأی‎گیری حداکثر روز چهارشنبه تمام می‎شود. در آن روز تصمیم گرفتم در ابتدای جلسه شرکت کنم و بعد خود را به مجلس برسانم و با شروع نطق آقای احمدی‎نژاد که احتمال می‎دادم حدود پنجاه دقیقه صحبت کند حرکت کردم. ایشان کوتاه صحبت کردند و گویی یک فرود اضطراری در نطق داشتند.
بنده هم در راه به شلوغی خیابانها برخورد کردم و وقتی که به دیوارهای بهارستان رسیدم، از طریق تلویزیون ماشین متوجه شدم که صندوق‎ها را برای شمارش بردند، در این شرایط دیدم قدم گذاشتن در داخل صحن مسئله‎ساز است. البته می‎دانستم حضورم تغییری در نتایج به‎وجود نمی‎آورد.

نمایندگان اقلیت در ابتدای حوادث پس از انتخابات دولت را نامشروع اعلام کردند، اما شاهد بودیم که در جریان رأی‎اعتماد حضوری جدی داشتند و خیلی از آنان در مخالفت با وزرا سخن گفتند؛ این رفتار را چگونه تحلیل میکنید؟
در حال حاضر نامشروع بودن دولت از زبان نمایندگان اقلیت شنیده نمی‎شود و صحبت‎های مخالف نمایندگان اقلیت امری طبیعی است.
البته به همان اندازه هم اکثریت در مخالفت صحبت کردند و کسانی مثل زاکانی و اکرمی که جزو اقلیت نیستند و در مخالفت دست‎کمی از اقلیت نداشتند، اگر می‎خواهید رفتار پشت صحنه اقلیت را ببینید، باید به تعداد آرای مثبت به وزرا دقت کنید تا مشخص شود تصمیم فراکسیون اقلیت چه بوده است.

لطفا منظورتان را یک مقدار بیشتر توضیح دهید؟
آقای وحیدی کسی بود که هیچ مخالفی نداشت و اقلیت هم دلیلی بر مخالفت با وزیر شدن ایشان عرضه نکرد و جوسازی‎های دشمنان ایجاب می‎کرد که وزیر دفاع رأی بالایی را بیاورد و سؤال این‎جا است که این نزدیک شصت رأی منفی از ممتنع و مخالف را چه کسانی به آقای وحیدی داده‎اند، رأی‎گیری در مجلس مخفی است و من هم نمی‎دانم چه‎کسی به چه‎کسی رأی داده یا نداده است و نمی‎دانم تصمیم‎گیری فراکسیونی اقلیت چه بوده، اما بعید می‎دانم شصت نفر از اکثریت به وحیدی رأی مثبت نداده باشند.

آیا از سوی رییس‎جمهور پیشنهاد پذیرش سمتی به شما شده بود؟
آقای رییس‎جمهور هیچ وقت با بنده در مورد وزارت ارشاد صحبت نکردند و هیچ پیغامی هم به بنده نرسید و حتی نامه‎هایی که برای چندصد نفر فرستاده بودند تا برنامه ارایه کنند نیز به دست من نرسید، ولی از صدها طریق این شایعه به گوشم رسید و شنیدم آقای رییس‎جمهور صحبت‎هایی شفاهی با بعضی از اشخاص اظهار کرده بودند که فلانی را می‎توان برای وزارت ارشاد در نظر گرفت. در مجموع کار خوبی هم کردند که رسما با من در میان نگذاشتند.

اگر در میان می‎گذاشتند چه پاسخی می‎دادید؟
نمی‎پذیرفتم، زیرا سلیقه، نوع نگاه و بینش بنده با رفتار آقای احمدی‎نژاد منطبق نیست و در عین این‎که از رییس‎جمهور پشتیبانی می‎کنم و به ایشان رأی دادهام، ترجیح می‎دهم در مجلس نقش خود را ایفا کنم. اگر با من موضوع را در میان می‎گذاشتند، استدلال می‎کردم که با نگاه انتقادی که نسبت به آقای احمدی‎نژاد دارم حضورم در دولت به همگونی کابینه لطمه می‎زند.

دریافت فایل اصل مطلب- نشریه پنجره- شماره10