پاسدار انقلاب

 سپاه پاسداران اگر چه هویت و ساختاری نظامی‌دارد اما نظامیگری در واقع یک بعد از ابعاد هویت‌این نهاد مکتبی- مردمی‌است و طبق اصل 150 قانون اساسی سپاه پاسداران وظیفه نگهبانی و حفاظت از انقلاب اسلامی‌و دستاوردهای آن را در همه شرایط دارد و در ابعاد مختلف معنوی، نظامی‌و علمی‌و ... در خدمت نظام اسلامی‌است. دوم اردیبهشت سالروز تشکیل این نهاد انقلابی با فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی است که امروز نه تنها در عرصه داخلی بلکه در عرصه بین‌المللی جایگاه قابل توجهی را به خود اختصاص داده و ناظران سیاسی و نظامی نگاه ویژه‌ای به فعالیت‌های آن دارند.

طلیعهدرروزهایی که تظاهرات و راه پیمایی‌ها برای سرنگونی رژیم شاه درجریان بود برخی جوانان بطور خودجوش اقدام به نگهبانی از محله‌های شهر بخصوص درساعات شب می‌کردند. این جوانان کسانی بودند که جان برکف گذاشته و ازمردم دربرابرحملات احتمالی عناصر رژیم شاه اماده دفاع بودند. این پاسداران پس از پیروزی انقلاب و به دلیل ازهم پاشیدگی همه سازمان‌های انتظامی‌به کارخود ادامه داده تا این که در سال 1358 بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی‌ایران عده‏ای از انقلابیون گردهم آمدند و نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌را تشکیل دادند. امام خمینی در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی‌رسما تاسیس این نهاد را اعلام کردند و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه گام اساسی را در جهت سازماندهی‌این نهاد برداشت.

چندسپاه پاسداراندر ماه‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی،‌ چند گروه تحت عنوان سپاه پاسداران فعالیت می‌کردند. برخی از نیروهای سیاسی تحت فرماندهی «حسن لاهوتی» در باغشاه مستقر بودند. عده‌ای دیگر نیز با سرپرستی «محمد منتظری و محمدکاظم موسوی‌ بجنوردی» در مرکز گارد شهربانی (اداره گذرنامه فعلی) استقرار پیدا کرده بودند. «عباس زمانی» (ابوشریف) نیز به همراه نیروهای خود پادگان جمشیدیه را در اختیار داشت.

بعد از اختلاف نظرهای حاصله و آشفتگی که در برخی از امور بوجود آمد، با تدبیر شورای انقلاب تصمیم گرفته شد که نیروهای مسلح مردمی تحت عنوان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» سر و شکل پیدا کند. ...


پاسدار انقلاب

 سپاه پاسداران اگر چه هویت و ساختاری نظامی‌دارد اما نظامیگری در واقع یک بعد از ابعاد هویت‌این نهاد مکتبی- مردمی‌است و طبق اصل 150 قانون اساسی سپاه پاسداران وظیفه نگهبانی و حفاظت از انقلاب اسلامی‌و دستاوردهای آن را در همه شرایط دارد و در ابعاد مختلف معنوی، نظامی‌و علمی‌و ... در خدمت نظام اسلامی‌است. دوم اردیبهشت سالروز تشکیل این نهاد انقلابی با فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی است که امروز نه تنها در عرصه داخلی بلکه در عرصه بین‌المللی جایگاه قابل توجهی را به خود اختصاص داده و ناظران سیاسی و نظامی نگاه ویژه‌ای به فعالیت‌های آن دارند.

طلیعه

درروزهایی که تظاهرات و راه پیمایی‌ها برای سرنگونی رژیم شاه درجریان بود برخی جوانان بطور خودجوش اقدام به نگهبانی از محله‌های شهر بخصوص درساعات شب می‌کردند. این جوانان کسانی بودند که جان برکف گذاشته و ازمردم دربرابرحملات احتمالی عناصر رژیم شاه اماده دفاع بودند. این پاسداران پس از پیروزی انقلاب و به دلیل ازهم پاشیدگی همه سازمان‌های انتظامی‌به کارخود ادامه داده تا این که در سال 1358 بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی‌ایران عده‏ای از انقلابیون گردهم آمدند و نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌را تشکیل دادند. امام خمینی در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی‌رسما تاسیس این نهاد را اعلام کردند و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه گام اساسی را در جهت سازماندهی‌این نهاد برداشت.

چندسپاه پاسداران

در ماه‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی،‌ چند گروه تحت عنوان سپاه پاسداران فعالیت می‌کردند. برخی از نیروهای سیاسی تحت فرماندهی «حسن لاهوتی» در باغشاه مستقر بودند. عده‌ای دیگر نیز با سرپرستی «محمد منتظری و محمدکاظم موسوی‌ بجنوردی» در مرکز گارد شهربانی (اداره گذرنامه فعلی) استقرار پیدا کرده بودند. «عباس زمانی» (ابوشریف) نیز به همراه نیروهای خود پادگان جمشیدیه را در اختیار داشت.

بعد از اختلاف نظرهای حاصله و آشفتگی که در برخی از امور بوجود آمد، با تدبیر شورای انقلاب تصمیم گرفته شد که نیروهای مسلح مردمی تحت عنوان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» سر و شکل پیدا کند. ...

برای تصمیم گیری در این مورد نیروهای سپاهی مستقر در مناطق تهران نمایندگان خود را برای بحث و بررسی درخصوص این موضوع معرفی کردند. افراد معرفی شده که 12 نفر بودند بعدها به عنوان اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شدند. این عده عبارت بودند از: عباس زمانی، جواد منصوری، عباس دوزدوزانی، محمد منتظری، یوسف کلاهدوز، محمدکاظم موسوی بجنوردی، مرتضی الویری، محمد بروجردی، محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و علی دانش‌منفرد. از طرف شورای انقلاب نیز اکبر هاشمی رفسنجانی به این مجموعه معرفی شد. برای تعیین فرمانده سپاه جواد منصوری، عباس زمانی و محمدکاظم موسوی‌بجنوری نامزد بودند که در نهایت جواد منصوری به عنوان اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تعیین شد. اولین حکم شورای فرماندهی جدید را شهیدمظلوم دکتر بهشتی به عنوان رئیس شورای انقلاب صادر کرد و حکم را دوم اردیبهشت 59 در محل سپاه بین نماز ظهر و عصر به 7 نفرمنتخب دادند و بدین ترتیب جواد منصوری فرمانده سپاه، یوسف کلاهدوز مسؤول آموزش و عضو شورای فرماندهی، عباس زمانی مسؤول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی محمد بشارتی مسؤول اطلاعات و تحقیقات ستاد و عضو شورای فرماندهی، سید اسماعیل داودی شمسی مسؤول اداری و مالی، محسن رفیق‌دوست مسؤول تدارکات، مرتضی الویری مسؤول روابط عمومی منصوب شدند.خداحافظی با دولت موقتمحسن رفیق دوست در گفت‌وگویی که زمانی با ایسنا در سالروز تشکیل سپاه انجام داده بود، با بیان اینکه در آن ایام مرتب با دولت موقت اختلاف پیش می‌آمد، می‌گوید: دولت موقت بودجه نمی داد و می‌خواست سپاه تحت کنترل خودشان باشد. زمانی‌که امام(ره) درقم بودند یکبارمن به همراه مهندس‌غرضی و خانم مرضیه دباغ به قم رفتیم. من سخنگو بودم. خدمت امام (ره) عرض کردم که سپاه زیر نظر شورای انقلاب باشد، بهتر است. تا من این جمله را گفتم، امام(ره) فرمودند که بله، امرسپاه با شورای انقلاب باشد. عرض کردم چیزی می‌نویسید ؟ فرمودند که نیاز نیست. گفتم پس اجازه دهید من عین فرمایشات شما را در دفترم بنویسم. تقویم را باز کردم و نوشتم؛ امام(ره) فرمودند امرسپاه با شورای انقلاب باشد. گفتم که همین جمله را به آقایان برسانم کافی است؟؟ فرمودند: بله! با خوشحالی به حضور آقای بهشتی رسیدیم و خدمت ایشان عرض کردیم. پس از مدتی هم قضیه ادغام انجام شد و اولین حکم شورای فرماندهی جدید را آقای دکتر بهشتی به عنوان رئیس شورای انقلاب صادر کردند و حکم را دوم اردیبهشت 59 در محل سپاه بین نماز ظهر و عصر به 7 نفرمنتخب دادند.روایتی دیگر اولین و تنها وزیر سپاه انقلاب اسلامی، در سالگرد صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره) برای تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روایتی از چگونگی تشکیل‌این نیرو می‌گوید: پیش از پیروزی انقلاب در رابطه با تأسیس سپاه، پیشنهادهای مختلفی مطرح و جلسات متعددی برگزار شد.‌این جلسات و بحثها پس از پیروزی هم ادامه داشت و البته جای ثابتی هم پیدا کرده بود. جلسات در منزل آقای اخوان در خیابان‌ایران برگزار می‌شد و من هم در آن جلسات شرکت می‌کردم. تا‌اینکه، امام(ره) در مورد تشکیل سپاه حکمی‌به آقای حسن لاهوتی دادند. دولت موقت هم برای سامان دادن‌این بحث حول محور خود پیش دستی کرد. امام(ره) هم فرمودند که آقای لاهوتی! زیر نظر دولت موقت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌را تشکیل دهید. وی یادآور شد: امام(ره) می‌خواستند ارتش را نگه دارند. ما هم با بدنه ارتش مشکل نداشتیم. بدنه  ارتش خود مردم بودند. ارتش معمولاً حافظ سرزمین و مرزهاست، ولی نیرویی می‌خواهیم که حافظ انقلاب اسلامی‌و دستاوردهای آن باشد. ادغامرفیق دوست در بخش دیگری از اظهاراتش چنین ادامه می‌دهد: پس از مدتی احساس کردم‌این سپاهی که در حال شکل گیری است، سپاهی نیست که مدنظر امام (ره) بوده است. از طرف دیگر در 3 تشکل دیگر هم نیروهای به صورت مسلح فعالیت می‌کردند که شامل گارد انقلاب تحت نظر ابوشریف، گارد دانشگاه(پاسا) با نظارت شهید محمد منتظری و افراد گروه‌های مسلح مبارز قبل از انقلاب که سازمان مجاهدین شکل داده بود، می‌شدند و در ساختمان کیا در خیابان دکتر شریعتی و ساختمانی در بهارستان فعالیت می‌کردند. یک روز تصمیم گرفتم مراکز فعال دیگر را به هر نحو ممکن در سپاه ادغام کنم. پاییز 58 از ابوشریف و شهید منتظری و شهید محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌را دعوت کردم و در اتاقی که در آنجا جمع شده بودیم را قفل کردم. یک کلت کمری 45 داشتم آن را روی میز گذاشتم و گفتم افرادی که از هر 4 گروه موجود می‌شناسم، همه یک هدف را تعقیب می‌کنند که‌ایجاد نیرویی برای حفاظت از انقلاب است. شما مبنای قانونی ندارید. حکم ما از سوی امام (ره) است که ما را مجاز به فعالیت زیر نظر دولت موقت کرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود که گفتم در هر صورت‌این حکم امام(ره) است. گفتم اگر در‌این جلسه نتوانیم به نتیجه‌ای برسیم، اول شما 3 نفر را می‌کشم، بعد خودم را و همه را راحت می‌کنم. خوشبختانه در آن جلسه به‌این نتیجه رسیدند که حرف منطقی است و بهتر است بنشینیم و با هم مذاکره‌ای برای ادغام انجام دهیم. قرار شد از هر کدام از‌این مراکز3 نفر انتخاب شوند.‌این 12 نفر بنشینند و بحث ادغام را پیگیری کنند. بنی‌صدر و بعد از اووقتی بنی صدر رئیس جمهور شد، حکم فرماندهی سپاه را به مرتضی رضایی داد.‌ رضایی، بسیار جوان و انقلابی بود. به اعتقاد رفیق‌دوست، مرتضی رضایی طرفدار بنی‌صدر نبود اما بنی صدر تصور می‌کرد که او طرفدارش است. اما پس از مدتی اختلافات بیشتر نمایان می‌شود تا جایی که سپاه زیر بار برخی احکام و دستورات بنی‌صدر نرفت. مرحوم شهید کلاهدوز قائم مقام مرتضی رضایی می‌شود تا او به اداره امور سپاه بپردازد تا اختلاف میان فرمانده سپاه و بنی‌صدر که آن زمان رئیس جمهوری و فرمانده کل قوا بود، موجب تنش نشود.تغییر وضعیتجنگ تحمیلی وضعیت سپاه را عوض کرد. با شروع جنگ، سپاه نقش جدی‌تری گرفت. سال 60 زمانی که بنی صدر رفت، از سوی شورای فرماندهی سپاه پیشنهادی مطرح شد مبنی بر این که حضرت امام(ره) به عنوان فرمانده کل قوا؛ فرماندهی برای سپاه منصوب کنند تا سپاه منسجم شود و قوت بگیرد. ‌ایشان هم از شورای فرماندهی سپاه خواستند تا فردی را معرفی کند. در آن مقطع زمانی، محسن رضایی، مسؤول اطلاعات سپاه شده بود. بشارتی نمایندگی مجلس را بر عهده داشت. لانه جاسوسی فتح شده بود و عده‌ای از بچه‌های لانه جاسوسی نیز مانند رضا سیف اللهی که البته با محسن رضایی در اطلاعات کار می‌کردند،‌ به سپاه آمدند. برای اجماع روی یک فرد همه به باغ پذیرایی ساواک در شیان می‌روند. علاوه بر افراد عضو شورای فرماندهی، شهید فضل الله محلاتی و محمد موسوی خوئینی‌ها هم حضور داشتند. اعضای جلسه به اتفاق آرا به این نتیجه رسیدند که بهترین فردی را که برای فرماندهی سپاه می‌توان خدمت امام(ره) معرفی کرد، شهید کلاهدوز است. قرار بر اعلام این رای به امام می‌شود که پس از چندساعت شهید کلاهدوز از شورا درخواست می‌کند تا نام او را به عنوان فرمانده پیشنهاد نکنند و خود او محسن رضایی را پیشنهاد می‌کند با وجودی که رضایی در آن جلسه 4رأی آورده بود در حالی که شهید کلاهدوز7 رأی داشت. ولی به هرحال محسن رضایی خدمت امام معرفی شد و ایشان هم وی را بعنوان فرمانده وقت سپاه منصوب کردند. فرماندهان سپاهاولین فرمانده سپاه پاسداران جواد منصوری از اعضای قدیمی‌حزب ملل اسلامی‌و گروه حزب الله پیش از انقلاب بود که بعدا از سپاه به وزارت خارجه رفت و اکنون سفیر ایران در چین ‌است. پس از او عباس‌آقا زمانی مشهور به ابوشریف که او نیز از اعضای حزب ملل و حزب الله بود فرماندهی سپاه را بر عهده گرفت که او هم چندان دوام نیاورد و برای دروس حوزوی مدتی به قم رفت و سپس به عنوان رایزن فرهنگی ایران در پاکستان به آن کشور رفت و پس از آن نیز دیگر به ایران بازنگشت و در پاکستان و افغانستان زندگی می‌کند. پس از ابوشریف سپاه برای مدتی به شورای فرماندهی سپرده شد. اولین فرمانده سپاه  پس از شورای فرماندهی، مرتضی رضایی است که اکنون جانشین فرمانده کل سپاه است. مرتضی رضایی در آن زمان به همراه افرادی دیگر مانند محسن رضایی و داوود کریمی، ‌تشکیلات اطلاعات سپاه را راه اندازی کردند. در آن زمان اطلاعات سپاه در غیاب وزارت اطلاعات کنونی تا حدود سال ۶۵ تشکیلات اصلی اطلاعات کشور بود. پس از مدت کوتاهی امام خمینی محسن رضایی ۲۸ ساله را به عنوان اولین فرمانده سپاه پاسداران منصوب کردند. رضائی که امروز دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است، ۱۸ سال فرماندهی این نهاد را بر عهده داشت ولی در سال ۱۳۷۷ از فرماندهی سپاه استعفا کرد و قائم مقام او سید یحیی رحیم صفوی از سوی رهبرمعظم انقلاب به این سمت منصوب شد. ۱۰ شهریور ماه ۱۳۸۶ هم دوره مسئولیت ۱۰ ساله وی در فرماندهی سپاه به پایان رسید و آیت الله خامنه‌ای به جای وی محمدعلی جعفری را که از فرماندهان قدیمی‌سپاه به شمار می‌رود، به فرماندهی سپاه پاسداران برگزیدند.ساختار فرماندهی سپاه به شکلی است که در راس آن فرمانده کل قرار دارد پس از او جانشین یا قائم مقام قرار می‌گیرد و پس از او نیز رئیس ستاد مشترک حائز اهمیت است که به طور مستقیم با فرمانده کل در بالا و با فرماندهان نیروهای پنج‌گانه در پایین مرتبط است. فرمانده کل سپاه مستقیما توسط مقام رهبری انتخاب می‌شود و جانشین و فرماندهان ستاد مشترک و نیروها به پیشنهاد فرمانده کل و با تصویب و حکم رهبری انتخاب می‌شوند.اولین اطلاعیهشورای فرماندهی سپاه در اطلاعیه 16 اردیبهشت 1358 وظایف کلی سپاه را به شرح زیر اعلام کرد:1- کمک به اجرای امور انتظامی، امنیتی و کنترل، تعقیب و دستگیری عناصر ضد انقلاب.2- مبارزه مسلحانه علیه جریان‌های مسلحانه ضد انقلاب.3- دفاع در برابر حملات و اشغالگری‌های عوامل یا قوای بیگانه در داخل کشور.4- همکاری و هماهنگی مؤثر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی‌ایران مطابق‌ایین نامه‌های مربوطه.5- تربیت و آموزش اخلاقی،‌ایدئولوژیکی – سیاسی و نظامی‌کادرهای سپاه.6- کمک در اجرای دستورات انقلاب اسلامی‌و دادگستری دولت جمهوی اسلامی.         7- حمایت از نهضت‌های رهایی‌بخش و حق طلبانه مستضعفین جهانی تحت نظارت رهبری انقلاب.8- مشورت و استفاده از نیروهای انسانی و تخصصی سپاه به هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه و کمک به پیشبرد طرح‌های عمرانی دولت جمهوری اسلامی‌ایران به منظور استفاده هر چه بیشتر از نیروی پاسداران.مراحل فعالیتسپاه در دوران تشکیل، صرفا نیروی شهری به حساب میآمد که با توجه به شرایط خاص انقلابی در جامعه و پراکندگی قوای انتظامی، ماموریت حفظ نظم عمومی‌را عهده دار شده بود و در مقابل ضد انقلاب و منافقان به مبارزه می‌پرداخت. با اوج گیری دسیسه‌های دشمنان و گروهک‌های ضد انقلاب در نقاطی چون کردستان، خوزستان و گنبد، سپاه پاسداران، برای مقابله با آنها بسیج شد. سپاه خصوصا در کردستان هنگامی‌که شورش‌های مسلحانه در نقاط کوهستانی کردنشین متمرکز شد، به طور جدی مقابل اشرار و ضد انقلاب صفآرایی کرد.اما با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این نهاد با بسیج نیروهای مردمی‌به دفع حملات دشمن پرداخت و برای حفظ و استمرار نظام نوپای جمهوری اسلامی‌‌به صحنه‏های مبارزه علیه استکبار جهانی پا گذاشت. نقش سپاه درآن زمان که ارتش هنوز تحت الشعاع وضعیت انقلابی کشورقرار داشت بسیار مهم بود. ارتش هنوز سازمان اصلی خود را بازنیافته برخی از فرماندهان مهم آن اعدام شده بودن ضمن آن که نظام تازه پای اسلامی‌هم تجربه ای برای انسجام بخشیدن به ارتش نداشت. از آنجا که پرسنل همه نیروهای ارتش ازانگیزه بالایی برای آماده کردن آن جهت خدمت به کشوربرخورداربودند سریعا توانستند به سازماندهی مجدد این نیرو بپردازند. درچنین شرایطی بود که عراق جنگ تحمیلی را آغازکرد شاید آنها به این امید بودندکه با ازهم پاشیده شدن فرماندهی ارتش بتوانند سریعا جنگ را به نفع خود خاتمه دهند. درآن زمان سپاه هم درابتدای راه تشکیل وانسجام یافتن خود بود. اما انگیزه قوی اعضا و پیوستن بسیاری ازمردم به آن توانست سریعا درتشکیل سپاه وقوام یافتن آن موثر واقع شده وبه سپاه نقش مهمی‌درجنگ داده شود.