امروز و در شرايطي كه ايران از هيچ گونه حمايتي از ملت و دولت عراق فروگذار نمي‌كند و حتي از دريافت غرامت جنگ تحميلي كه بنا به اعلام نظر سازمان ملل متحد، حق طبيعي ملت ايران است صرف‌نظر كرده است، اظهارات نسنجيده جلال طالباني، رئيس‌جمهوري عراق مبني بر لغو قرارداد1975 آيا چيزي جز كوبيدن بر طفل تنش و اختلاف درمنطقه است؟ و آيا بهتر نيست وي با اندكي تامل به آثار سوء اظهارات خود در روابط 2جانبه و همچنين برداشت و استفاده ناصحيح برخي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي كه چشم به اختلافات كشورهاي مسلمان منطقه دوخته‌اند، بينديشد؟ 
اين اظهارات هرچند نه به تلخي تصوير پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير توسط صدام حسين معدوم در اذهان ملت ايران است اما حقيقت اين است كه با توجه به پيشينه روابط 2كشور، اين دست اظهارات چندان بي‌طمع مطرح نشده و بلكه به‌نظر مي‌رسد با اهداف تعيين شده‌اي منتشر مي‌شود.

شايد سؤال ديگري نيز كه در ذهن پديد مي‌آيد اين است كه چرا جناب طالباني به خود جرأت مي‌دهد كه اين مطالب را در نقطه مطلوب حمايت ايران از عراق اظهار كند؟ در حالي كه كمتر ايراني از حمايت‌هاي بي‌دريغ جمهوري اسلامي از مخالفان صدام كه طالباني يكي ازآنهاست، بي‌خبر است و اين ملت ايران است كه از خود مي‌پرسند: آيا اين رسم نمك‌خوري و نمكدان شكني، پيشه و دأب هميشگي امثال جلال طالباني است؟
از مسئولان سياست خارجي و دولتي تا نمايندگان مجلس يا حتي قوه قضائيه‌اي كه بايد پاسدار حرمت ايرانيان باشند هم اين بار كمتري خبري شنيده مي‌شود؛ يا مصلحت است يا ضعف. اگر بگوييم مصلحت است، اين سؤال وجود دارد كه مصلحت تاكي؟ از خون شهدايمان گذشتيم، از ميلياردها دلار غرامت جنگ هشت ساله تحميلي بر كشوري كه در آن انقلاب نويد روشني مي‌داد، اما جنگ بعثي‌هاي عراقي آن افق را به تأخير انداخت، گذشتيم، از كوتاهي‌هاي بسيار و ناجوانمردي‌هاي دور از انتظار برخي از همين ميهمانان ديروز و مدعيان امروز، گذشتيم؛ همه به نام مصلحت. آيا مصلحت را نقطه‌ پاياني فرا مي‌رسد؟ و اين كه آيا مصلحت كاربردي در سياست ديگران ندارد و تنها ما بايد از اين اهرم قدرتمند و عزت‌مدار استفاده كنيم؟

اگرهم كه ضعف بشمريم پاسخ ضعيف مسئولان را به گستاخي طالباني، حتما متهم به تضعيف نظام و سردرنياوردن از سياست و ديپلماسي و چيزهايي شبيه‌ آن مي‌شويم والبته مايه خوشحالي است كه لااقل مسئولان ما هم سياست را مي‌فهمند و هم ديپلماسي را. پس بهتر است همان پاسخ مصلحت را برگزيده و سؤالاتي كه شرح آنها در بالا رفت را تكرار كنيم؛ شايد يك روز كسي به ما جوابي بدهد كه صيقل عزت غبارگرفته ايرانيان باشد.

براي خواندن متن كامل يادداشت،‌اينجا كليك كنيد