بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق علیه‏السلام :

ما اَنْعَمَ اللّه‏ُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللّه‏َ ظاهِرا بِلِسانِهِ فَتَمَّ کَلامُهُ حَتّى یُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزیدِ؛

چون خداوند به بنده‏اى نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاس بگوید، هنوز سخنش به پایان نرسیده، فرمان افزایش نعمت براى وى صادر مى‏شود.

شکر نعمت، نعمتت افزون کند*

یادآوری نعمت های مادی و معنوی برای ترغیب به شکر و تحذیر از کفران از سنت های الهی است که توسط پیامبران صلی الله علیه و آله اعمال می شود. به نمونه های زیر توجه کنید:
*حضرت هود به قوم خود، یعنی عاد فرمود: واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد قوم نوح وزادکم فی الخلق بسطه فاذکروا آلاء اللّه لعلکم تفلحون[اعراف/69]
*حضرت صالح به قوم خود، یعنی ثمود فرمود: واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد عاد وبوّاءکم فی الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بیوتا فاذکروا ءالاءاللّه و لاتعثوا فی الارض ‍ مفسدین[اعراف/74]
*حضرت موسی علیه السلام به قوم خود، یعنی بنی اسرائیل فرمود: و اذ قال موسی لقمه یا قوم اذکروا نعمه اللّه علیکم اذ جعل فیکم انبیاء و جعلکم ملوکا و ءاتیکم ما لم یؤ ت احدا من العالمین[مائده/20]

ذکر و شکر و تحدیث مقدمه نعمت است
خدای سبحان برای این که انسان به کیفر عدل مبتلا نشود پیوسته با تعبیرهای گوناگون به او گوشزد می کند که به یاد نعمت حق باشید؛ گاهی با تعبیر (اذکروا) و گاهی با لفظ (اشکروا) و گاهی هم می فرماید: و اما بنعمه ربک فحدث .
 روشن است که ذکر و شکر نعمت و تحدیث و بازگویی آن ، چون ذکر نعمت و حدیث از آن ، زمینه شکر نعمت را فراهم می کند و مقدمه ای برای بجا صرف کردن آن است .


رابطه نعمت و محبت
از آثار مهم نعمت شناسی، ایجاد محبت خداوند در دل بندگان است که سبب می شود عبادت ها هم عارفانه و عاشقانه انجام گیرد.ما از هر کس که خیری دیده و بهره ای برده باشیم، به او علاقه مند می شویم. یادکرد نعمت ها و برخورداری ها، انسان را به صاحب نعمت متوجه می سازد و یاد ولی نعمت، محبت او را در دل پدید می آورد. خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) وحی فرمود که مرا نزد بندگانم محبوب گردان و محبت آنان را به سوی من بگردان. داوود (علیه السلام) عرض کرد: خدایا! خودم به تو محبت دارم، مردم را چگونه دوست دار تو سازم؟ خداوند فرمود: از راه یادآوری نعمت هایم مرا محبوبشان ساز: «اذکر ایادیّ عندهم فإنک إذا ذکرت ذلک لهم احبّونی؛ نعمت های مرا نزد آنان یاد کن، که اگر چنین کنی آنان مرا دوست خواهند داشت.» ( بحارالانوار، ج 14، ص 38.)
این که در قرآن کریم، این همه نعمت های خدا ذکر شده و فرمان می دهد که از نعمت پروردگار یاد کنید: «و امّا بنعمة ربّک فحدّث»همه برای توجه دادن به صاحب نعمت و از این رهگذر برای ایجاد «حبّ الهی» و کشاندن بندگان به وادی ذکر و عبادت و ادای حق بندگی است. از رسالت های مهم پیامبران نیز یادآوری نعمت های فراموش شده پروردگار است تا از طریق این یاد، به وظیفه عبودیت خود عمل کنند: «و یذکّروهم منسّی نعمته...».( نهج البلاغه، خطبه 1)
تعبیر «اذکروا نعمة الله علیکم» که توصیه به یاد کردن نعمت های خداست، بارها در آیات قرآن آمده است. یادآوری نعمت، غفلت انسان را می زداید. وقتی غفلت باشد، انسان قدر نعمت ها را نمی داند و گاهی از یاد می برد که غرق در نعمت است.

مقایسه با دیگران
از راه های یاد کردن نعمت و توجه به آنها، مقایسه خود با محرومان از نعمت و یا تصوّر نداشتن نعمت است. در سخنان امیرالمومنین(علیهع السلام) آمده است: «انّما یعرف قدر النّعم بمقاساة ضدّها؛(غررالحکم و دررالکلم، ح 3879) قدر نعمت ها را کسی می شناسد که آنها را با ضدّش مقایسه کند»؛ یعنی قدر تن درستی را بیمار می داند، قدر آسایش را گرفتار می شناسد، قدر بینایی را نابینا می فهمد، قدر امنیّت را دچار فتنه و ناامنی می شناسد و قدر جوانی را پیر می فهمد. قدر نعمت دارالقرآن را کسی می داند که از آن محروم باشد.
به قول سعدی در گلستان: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید».

اگر نعمت را یادآوری نکنیم چه می شود؟
یادآوری نعمت زمینه ای برای شکر نعمت است و اصرار خدای سبحان بر این امر برای آن است که انسان در سعادت باقی بماند؛ زیرا انسانی که به یاد نعمت خدا نبوده و متذکر ولی نعمت خود نباشد نعمت را در راه باطل صرف می کند در نتیجه سعادت خود را از دست می دهد. و بدانیم و آگاه باشیم همانگونه که آقای ما حضرت جوادالائمه علیه السلام  فرمود: نِعمَةٌ لاتُشکَرُ کَسَیِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛ نعمتى که سپاسگزارى نشود مانند گناهى است که آمرزیده نشود.

سنت الهی را جدی بگیریم
بنابر آنچه در قرآن کریم آمده است سنت تحویل ناپذیر الهی این است که اگر ملتی ناسپاسی کرد خطر تبدیل نعمت به نقمت به عنوان تهویل و تخویف خدایی عامل هشدار دهنده ای خواهد بود.
خدای متعال درباره سنت ثابت خود می فرماید: هر کس از نعمت الهی سوه استفاده کند، خدا نعمت را تغییر می دهد؛ ذلک بانّ اللّه لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتّی یغیروا ما بانفسهم[انفال/53] و این سنتی است که بر صراط مستقیم است و هیچ تخلف و تحویل و تبدیلی نمی پذیرد: فلن تجد لسنت اللّه تبدیلا و لن تجد لسنت اللّه تحویلا[فاطر/43] و نعمتی که خدا آن را گرفت احدی قادر بر اعطای آن نیست : و ما یمسک فلا مرسل له من بعده.[فاطر/2]

یادآوری چند نعمت ارزشمند
همانطور که بارها تاکید شده است، نعمت های خارج از شماری در دارالقرآن ما را فراگرفته است که و البته یادآوری همه آنها مفید و لازم اما برخی نعمت ها را بطور خاص یادآور می شویم:

1)      یکی از بزرگترین نعمت های دارالقرآن توجه دادن اعضا به نعمت ارزشمند "ولایت" در قالب ها و اشکال مختلف است؛ از تقویت این نعمت در جان و دل اعضا با  یادگیری اصول عقاید تا توسل هفتگی که هر از چندگاهی با تشرف به محضر ائمه معصومین علیهم السلام و بزرگان و اولیای خدا موجب تثبیت آن می شود. نعمت ولایت در قرآن نیز به طور خاص مورد توجه قرار گرفته و با اهمیت خاصی از آن یاد می شود (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی)

2)       از دیگر نعمت هایی که قرآن کریم به آن اهتمام می ورزد نعمت"وحدت" و الفت قلوب است: واذکروا نعمت اللّه علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا؛[آل عمران/103] نعمت وحدت مانند نعمت های مادی نیست که به حسب ظاهر دارای علل صوری باشد و انسان بتواند از راه های عادی آن را تامین کند؛ زیرا تنها جمع شدن انسانها در یک مجمع و گروه ، وحدت آفرین نیست ، بلکه باید قلب ها و اراده ها متحد شود. نیل به مقصد هنگامی حاصل می شود که افراد جامعه هم ابدان در کنار هم باشند و هم به لحاظ آرا و قلب ها متحد باشند، و اتحاد آرا و قلب ها تنها از جانب خدای مقلب القلوب ، آن هم به انسانهای وارسته و اهل تقوا اعطا می شود و این همان گوهر گرانبهایی است که دارالقرآن به اعضای خود هبه کرده است.

3)      نعمت دیگر، نعمت اقتدار و صلابت است. خدای سبحان به مسلمانان صدر اسلام می فرماید: به یاد آورید زمانی را که کم و ضعیف بودید و می ترسیدید مردم شما را بربایند، ولی خداوند به شما ماو او پناه داد ؛ واذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض تخافون ان یتخطّفکم الناس فاوایکم و ایدکم بنصره ... [انفال26]

4)      به این آیه توجه کنید:  و إذ قال موسی لقومه یا قوم اذکروا نعمة الله علیکم اذ جعل فیکم انبیاء/به یاد آورید هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامی که در میان شما، پیامبرانی قرار داد. همانگونه که می بینید نعمت وجود پیامبران الهی یکی از مصادیق نعمت است. شاید بتوان در سلسطه علل طولی وجود اساتید و فرهیختگانی که در مقام معلمی شمع افروز نورهدایت و علم الهی در دارالقرآن هستند را از جمله نعمت های حضرت حق برشمرد که واجب التعظیمند و لازم التکریم.

5)      مصداق دیگر نعمت در قرآن، نجات بنی اسرائیل از چنگال خون‌ریز فرعون است: "و إذ قال موسی لقومه اذکروا نعمة الله علیکم إذ أنجاکم من آل فرعون..." . به راستی دارالقرآن به مثابه حصنی حصین و رکنی رکین برای مراقبت و محافظت از اعضای خود در برابر موج گسترده و روزافزون تسویلات شیطانی و القائات نفسانی و دنیوی عمل نموده و خدای متعال حقیقتا راه و سبب نجات ما از بسیاری از مشکلات و معضلات دنیوی را در تمسک و تمشی در مسیر این مجموعه نورانی قرار داده است.

6)      دستور دیگر قرآن برای یادآوری نعمت ها در این آیه کریمه مشخص می شود: : اذکروا نعمة الله علیکم و ما انزل علیکم من الکتاب و الحکمة/ و به یاد بیاورید نعمت خدا را بر خود، و کتاب آسمانی و علم و دانشی که بر شما نازل کرده، و شما را با آن، پند می‌دهد. این آیه خود گواه نعمت بزرگی است که در ذیل عنایت حضرت زینب و با بهره گیری از سفره بی نهایت فیض قرآن کریم برای اعضا مهیا شده است؛ بهره گیری از قرآن و معارف آن که حقا مسیر نجات بخش انسانهاست.

7)      قرآن کریم همه دشمنی‌هایی که اسلام را محاصره کرده بود، و تا پای نابودی همه چیز اسلام را پیش می‌رفت، در نظر می‌آورد، و می‌فرماید: این نعمت ما بود که مانع پیشرفت کار آنها شدیم، و شما و دین شما به سلامت ماند: «اذکروا نعمت الله علیکم اذ همّ قوم ان یبسطوا الیکم ایدیهم فکفّ ایدیهم عنکم»  نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید، آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت.  توضیح این نعمت در سایه نعمت دارالقرآن برای نگارنده کمی سخت است اما باور اینجانب این است که هرکس می تواند به خوبی نقش روشن عنایت الهی به خود را در سایه نعمت دارالقران در حوزه طرد و ناتوانی دشمنان حس کند و شاید آن را هرکس با ادبیات خویش بهتر از گذشته ترسیم نماید.

8)      به این حدیث نورانی سیدالشهدآء علیه السلام توجه کنید: اِعلَموا أنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکُم مِن نِعَمِ اللّه عَلَیکُم ، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحورَ نِقَما /بدانید که نیازهاى مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شماست؛ از آنها ملول نشوید که گرفتار مى شوید. ارجاع نیازهای مردم به سمت دارالقرآن از دو بعد قابل بررسی و تحلیل است؛ اول نیازهای معنوی از جمله یادگیری مبانی دین و بهره مندی از فواید و آثار جمع اسلامی و ایمانی که برکات آن علاوه بر اعضا به کانون های پیرامونی از قبیل خانواده، محل کار و ... سرایت کرده است؛ دوم نیازهای مادی از جمله دستگیری از نیازمندان در قالب خیریه دارالقرآن و همچنین کمک و پرداخت تسهیلات به اعضا در چارچوب صندوق قرض الحسنه که به راستی می تواند مصادیق شایسته ای برای فرمایش نورانی سیدالشهدآء

9)      امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛ سلامتى بهترین نعمت است(غررالحکم، ح1050). دارالقرآن تلاش کرده است تا با فراهم کردن شرایطی مطلوب برای اعضای خود سلامت روح و ایمان آنها که بالاترین گوهر هر انسانی است حفظ کند. همچنین از صحت جسم و شادابی و طراوت روحی نیز غافل نبوده و با برگزاری اردوها و مسابقات ورزشی تلاش در ارتقاء سطح سلامت اعضا داشته است که این نیز نعمتی در خور توجه و شایسته شکر است.

10)  نعمت دیگر محفوف به دارالقرآن نعمت والای "توبه" است. افرادی چون نگارنده که در دریای گناه افتاده و زخارف و متاع دنیا به زمین آنها را چسبانده نیازمند فرصتی دوباره و ویژه برای رهایی از گناه و گرفتاری های دنیا هستند و چه فرصتی مغتنم تر از ساعات نورانی روز پنج شنبه که با بهترین گفتارهای عالم آکنده شده و پذیرای جمع دوستان و محبین اهل بیت علیهم السلام است. توبه از نعمت های الهی است که مقابل بسیاری از یأس و ناامیدی ها سد می شود. خداوند متعال در آیه 49سوره مبارکه قلم "نعمت توبه" را متذکر شده و می فرماید: : لو لا ان تدارکه نعمـة من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم؛اگر لطفی از جانب پروردگارش نبود، قطعاً نکوهش شده بر زمین خشک انداخته می شد." (ترجمه ی تفسیر المیزان، ج19، ص647؛ تفسیر نمونه، ج24، ص 422)

11)  چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح انسان را در زندگی دچار اضطراب و آشفتگی می کند، مسئله احساس ناامنی در ابعاد مختلف است. صفات متعددی نیز در درون انسان وجود دارد که بر هم زننده آرامش روح و جسم و خانواده و جامعه است. صفاتی هم چون: عداوت و دشمنی، کبر، حسد و... این صفات زشت سبب می شوند که نزاع بین افراد یک جامعه رخ دهد و امنیت و آرامش آنها از بین برود. لذا  یکی از "نعمت های بهشت" که در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است(آیه 137 انعام و آیه 25 سوره یونس) همین نعمت آرامش است.  دارالقرآن نمونه کوچکی از آن جامعه بهشتی است که در آن نه عداوت و دشمنی وجود دارد و نه حسادت و نه دیگر رذایل و صفات دون انسانی، بلکه همه جا مملو از محبت و برادری است.

لزوم اسناد همه نعمت ها به خدا
باید همه نعمت ها و توفیق ها را به خدا مستند کنیم و به شرک و مرموز مبتلا نشویم. تعبیرهایی چون خودم ، زحمت کشیدم و علم آموختم یا مال اندوختم : انّما اوتیته علی علم عندی[قصص78] برای آن است که از نعم الهی و استناد آن به خدا غافلیم. از این رو در سیره ائمه علیهم السلام آمده است که در کنار سفره غذا دعای خاصی داشتند و در پایان می گفتند: الحمدللّه الذی اطعمنا و سقانا.[بحار، ج 63، ص 376] نیز به سجده شکر پس از ادای فریضه نماز، سفارش اکید کرده اند و بلکه آن را جبران کننده قصور نداشتن حضور قلب در نماز معرفی کرده و فرموده اند: اگر در نماز حضور قلب نداشتید با نافله آن را تدارک کنید و اگر در نافله نیز حضور نداشتید با سجده شکر آن را جبران کنید.[ وسائل الشیعه ، ج 7، ص 6.]
آری؛ همه ما امروز نه تنها از خداوند طلبکار نیستیم ، بلکه بدهکار او هم هستیم و باید برای توفیق ادامه بهره گیری از سفره پرنور و فیض دارالقرآن که خدای سبحان به ما عطا فرموده سجده شاکر باشیم و شاکر بمانیم.

 
من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او                 که مست و بیخودم از چاشنی محنت او

اگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیست                که همچو چنگم من بر کنار رحمت او

ز من نباشد اگر پرده‌ای بگردانم                       که هر رگم متعلق بود به ضربت او

اگر چه قند ندارم چو نی نوا دارم                     از آنک بر لب فضلش چشم ز شربت او

کنون که نوبت خشم است لطف از این دست است چگونه باشد چون دررسم به نوبت او

اگر بدزدم من ز آفتاب ننگی نیست                   چه ننگ باشد مر لعل را ز زینت او

وگر چو لعل ندزدم ز آفتاب کمال                     گذر ز طینت خود چون کنم به طینت او

نه لولیان سیاه دو چشم دزد ویند                      همی‌کشند نهان نور از بصیرت او

ز آدمی چو بدزدی به کم قناعت کن                  که شح نفس قرین است با جبلت او

از او مدزد بجز گوهر زمانه بها                      اگر تو واقفی از لطف و از سریرت او

که نیست قهر خدا را بجز ز دزد خسیس                    که سوی کاله فانی بود عزیمت او

دریغ شرح نگشت و ز شرح می‌ترسم                که تیغ شرع برهنه‌ست در شریعت او

گمان برد که مگر جرم او طمع بوده‌ست               نه بلک خس طمعی بود آن جریمت او

دیوان شمس

*این یادداشت به مناسبت طرح "و اما بنعمه ربک فحدث" دارالقرآن حضرت زینب سلام الله علیها نگاشته شده است.

*این مطلب برداشتی آزاد و تالیفی از مطالب تفاسیر گران سنگ المیزان، تسنیم و نمونه و همچنین برخی رهنمودهای حضرت حجت الاسلام و المسلمین جاودان است.