انقلاب اسلامی پیروز شده است. مردم در هیجانی شورانگیز از حماسه بزرگی هستند که در آغاز قرن چهاردهم هجری خلق کرده اند. این حماسه معماری هوشمند و بی نظیر مانند حضرت آقا روح الله دارد که البته تنها نیست؛ یاران و بازوانی دارد که خود آنها را برتر از مردم حجاز در زمان رسول خدا می داند.

دشمن از همان ابتدا چند هدف راهبردی را برای شکست این پیروزی بزرگ که آغاز بیداری ملتهاست تعریف و راهکارهای اجرایی مفصلی را برای تحقق این اهداف تنظیم و دنبال می کند. این چند هدف عمده از راس و کلیدی ترین نقطه هرم انقلاب اسلامی آغاز و به قاعده پهناور آن ختم می شود.

صفحات تاریخی که کمتر ورق زده می شود موید تلاش چندباره دشمن برای از میان بردن رهبری کبیر انقلاب اسلامی با ابزارهایی نظیر کودتا یا ترور دارد...




وقتی دشمن از ضربه زدن به او که فداییان بسیاری داشت ناامید شد، هدف استراتژیک بعدی را در دستور کار قرار داد. نفوذ در میان یاران انقلاب برای رخنه و شکستن صفوف بهم فشرده یاران امام بود که خود را تشنه حقیقی خدمت به مردم می دانستند و کمتر عطشی در ذائقه شان برای رسیدن به قدرت وجود نداشت.

این امر با توجه به جریان هیجانی ابتدای انقلاب از یک سو و گسترده دستگاه ها و حوزه های اجرایی کشور از سوی دیگر چندان مشکل نبود. گروهک های مختلف با صورتک های کاذب در برهه های مختلف و به شکل موزائیکی در شبکه های مختلف کشور نفوذ کردند تا بتوانند در بزنگاه تعیین شده ضربه مورد نظر خود را به پیکره نوپای انقلاب اسلامی وارد کنند.

دولت موقت شاید اولین ضربه مهندسی شده ضدانقلاب باشد. این دولت  با سوء استفاده از فضای پدید آمده در آن سالها خود را به انقلاب تحمیل کرد. پس از مدتی بهانه جویی و کارشکنی در مسیر انقلاب، به بهانه تسخیر شجاعانه سفارت آمریکا از اداره کشور استعفا می دهد. این زخم عمیق اما نه چندان کاری التیام نیافته که انتظار می رود با انتخاب اولین رئیس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی، اوضاع کشور سامان پیدا کند. اما ابوالحسن بنی صدر خود حلقه دوم برنامه ریزی پیچیده و هوشمند نظام سلطه است. نفاق بنی صدری که نوع ویژه ای از نمایاندن کاراکتر چندرو و مزورانه در عالی ترین سطح اداره کشور بود هم چیزی بیشتر از دولت موقت عمر نمی کند.

موج آگاهی عمومی با بصیرت بخشی سکاندار انقلاب جهت خود را به سمت برکناری ذلیلانه بنی صدر پیش می برد و اینجاست که گام بعدی پروژه نظام سلطه یعنی گسترش فاز تهدید داخلی از طریق انجام ترورها و عملیات خرابکارانه که از مدتی قبل آغاز شده است، کلید می خورد.

در جریان حادثه انفجار مسجد ابوذر که 6 تیر اتفاق می افتد، خورشید انقلاب از ناحیه کتف راست مصدوم شده و رگها و اعصاب دست راست وی نیز قطع می شود. از همین رو از جلسه مهم حزب جمهوری که فردای آن روزدر محل دفتر حزب در سرچشمه تهران و با هدف بررسی مشکلات کشور و انتخابات پیش روی ریاست جمهوری برگزار می شود حضور نخواهد داشت.

محمد‌رضا کلاهی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت پس از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامی خیابان پاستور شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد. اودر حزب ارتقاء یافت و مسئول دعوت‌ها برای کنفرانس‌ها و میزگردها و جلسات شد. ضمن آنکه مسئول حفاظت حزب نیز شد. (البته رشد سریع و عجیب کلاهی همان موضوعی است که علامت سوال بزرگی را در پرونده عملکرد بسیاری از مسئولین وقت سیاسی  و امنیتی کشور ایجاد کرد که هرگز به آن پاسخ روشنی داده نشد.)

کلاهی قرار است کار ناتمام همرزمش در مسجد اباذر را کامل کند. بمب را با کیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی واقع در نزدیکی چهار راه سرچشمه تهران منتقل کرده و پس از قرار دادن کیف در محل مناسب و دقائقی قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج می شود.

صدای مهیب انفجار در روز هفتم تیرسال 1360 که تقریبا در بسیاری از نقاط تهران شنیده می شود موجب می شود تلخی حادثه مسجد ابوذر تقریبا فراموش شود. پس از ساعتی اعلام می شود که این بمب نیرومند در سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی باعث شهادت آیت‌الله سید‌محمد‌ حسینی بهشتی رئیس وقت دیوان عالی کشور دهها تن از شخصیتهای سیاسی و مذهبی کشور می شود.

اگر 7 تیر و این مقدمات تنها بهانه ای باشد برای یادآوری آخرین یادگارهای مستند شهید مظلوم، ما را بس است.

در آخرین جملات قبل از شهادت که بر اساس نوار ضبط شده از اظهارات آن بزرگواربه دست رسیده است که ظاهرا با موضوع انتخابات ریاست جمهوری پیش رو که قرار است 25 روز بعد برگزار شود آمده است: «... ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برایمان مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند انتخاب شوند و ...»

بیان شهید بهشتی نور انداختن در مسیری است که دشمن سعی می کرد و می کند تا آن را مخفی کند. به درستی یکی از پیچیده ترین ابزارهای دشمنی نظام سلطه با جریان های بیداری و جهادی بویژه در 2 سده اخیر، مهره سازی های هوشمند با هدف نفوذ در نظام این جریان ها است. در صورت موفقیت گام های نخست پروژه مهره سازی، افراد نفوذ داده شده بر اساس یک نقشه روشن، مترصد زمان و موعد مناسب می مانند تا به تعبیر شهید مظلوم سرنوشت مردم را به بازی بگیرند. هفتم تیر امسال بهانه ای باشد برای مرور دوباره این راهبرد کلیدی شهید مظلوم برای حفظ دستاوردهای نظام و انقلابی که به پای آن خون بهشتی ها ریخته شده است. پس نباید اجازه داد تا نقشه دشمن با مهره سازی کسانی که خود را در ظاهر متعهد به انقلاب و اسلام وانمود می کنند، به سرانجام برسد.