• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • مهدی قمصریان
صفحات اختصاصی
  • دارالقرآن
مطالب اخیر
  • توصیه رسول خدا به مردان:‌ خدمتکار همسرانتان باشید!
  • غزلسرایی حاج محمود کریمی برای شهید مصطفی احمدی روشن
  • بهانه ای برای پاسداشت کربلای ۵ ؛ شدیدترین جنگ خاورمیانه
  • قربت امام حسین و غربت ما
  • دلال ها دیپلمات می شوند
  • خمینی آذربایجان
  • مصلحت تا کی؟
  • توضیح ضروری
  • خطر در مرز
  • بخاطر خدا حلالم کنید
  • نظر امام درباره نماز خواندن کارمندان در ساعت اداری
  • قربانت شوم حرف دکتر را گوش کن
  • دور من خط بکشید
  • وقتی امام " دستبند طلا " هدیه می دهد
  • هفت سین تا بهشت
  • فائزه هاشمی! تشکر تشکر!
  • نامه آسمانی یک فرشته زمینی
  • نبود ملک سلیمان همه با آن عظمت...
  • آتشفشان ایرانی
  • مهندسی سیاست های رسانه ای
  • کتاب "عملیات استانچ" منتشر شد؛ الحمدلله
  • تقصیر فرهنگی در اصلاح الگوی مصرف
  • نگاهی به یک واژه غریب
  • مجرم بی انصاف را بگیرید
  • از اسکیزوفرنی تا سنگ پا
  • طنین دگردیسی
  • رأی‎اعتماد به دولت دهم در گفت‎وگو با غلامعلی حداد عادل
  • 10 کهکشان پرستاره
  • مقدمه ای بر بهره مندی از ترجمه های کتاب وحی
  • بی انصاف نباش!
کلمات کلیدی مطالب
  • غزل (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • کربلای 5 (۱)
  • حاج محمود کریمی (۱)
  • شهید احمدی روشن (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • بهمن ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
دوستان من
  • ياد مانا
  • وبگاه ملي گروه ويژه
  • نگاه مشرقي
  • نان و نمک
  • منتظران ظهور
  • مقدمه
  • معرفت نفس
  • محمدحسن موحدي
  • محمد حسين بدری
  • مجيد مهرابي دلجو
  • مبتلا
  • ما مي توانيم
  • کامران نجف زاده
  • قاسم صفايي نژاد
  • فدائيان رهبر
  • عمار حزب الله
  • سیداحمدرضا عظیمی نیا
  • سيد وحيد موسوی
  • سلمان عمرانی
  • دوست مهربان
  • خيلی دور خيلی نزديک
  • خبرنگار مسلمان
  • خبرنگار دیجیتال
  • حسین رنجبران
  • جواد گلزار- عكاس
  • جستجوگر شيعه
  • جريان احمدي نژاد
  • ارتفاع پست
  • احسان جهاندیده
  • anti-devil
  • ملت ابراهیم
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



فقط بگو علی!
حسین جان! تولدت مبارک!
نویسنده: مهدی قمصریان - جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧

دقیقا اولین بار یادم نیست که کی به تور ما خوردی ولی خوب از اون اولشم نشون میدادی که ادم حسابی هستی هرچند گاهی اوقات به خودت حوله میپچیدی ولی خب منم اگه از دریا میومدم بیرون به خودم حوله میپیچیدم. حوله پیچیدن تو هم باعث تعجب بعضی از رفقا میشد هم بعضیا رو به خنده مینداخت به هرحال یادت نره که از همون روزا تو به خودت حوله میپیچیدی!!!

ولی ما مگه همین طوری کسی رو بیخیال میشیم.فکر کردی یه شمال اومدی تموم شد؟؟!! نه دیگه. باید با ما مشهد هم میومدی. برای همین بودکه همسفر ماشدی تومشهد.جوار اقا.پابوس دکتر رضا که قربونش برم!! اما نمیدونم از همون موقع تو یه فکری بودی...چه فکری بودمن نمیدونم اما خب پیش اقا همه به فکر میرن دیگه؛ نه؟....

یادته؟! همون مشهدا بود که برای رفقا صحبت میکردی درست مثل بقیه. خداوکیلی  یادم نیست چی میگفتی اما خب هرچی بود خوب بود چون همه حرفا زیر سایه اقاامام‌رضابود.... تو نشون دادی  که سخنران خوبی هم هستی. خدا میدونه با این زبونت چندتا ادمو به راه راست هدایت کردی؟! خوش بحالشون

این طوری بود که تو یواش یواش درحلقه اکابر علما وارد شدی و از اونجایی که علما توصیه اکید به امر مقدس و محبوب ازدواج دارن،‌ به نظرم تو هم یواش یواش لبخند رضایت اومد رو لبات که ..... بعله. حسین اقا هم یواش یواش فیلش یاد هندستون کرد!!!!

کار این قدر بالاگرفت که حتی موضوع به مطبوعات و رسانه ها و خبرنگارای از خدا(ایشالا)باخبر افتاد. اما تو زرنگی کردی(اخه میگن مومن زرنگه)‌و خودتو از چشم  اونا پنهان کردی تا جایی که به جای تو این داداشت محسن بودکه مجبورشد جلوی دوربینا قرار بگیره و در برابر سوالات مکرر خبرنگاران  تنها چیزی که میتونست بگه این بود که من تا بعد از مراسم رسمی عقد هیچ اظهارنظری نمیکنم.

اما درهمین گیرودار،‌ ناگهان بانگی برآمد که بعلهههههههههههه

حسین آقا مزدوج شدن(بزن به افتخارششششششششششمژهتشویق)

هرچند بیخبرو بیسروصدا بود؛ ولی خداییش این یکی هم خیلی باحال بود که به هیشکی نگفت. القصه سوای همه ماجراها،‌همه دوستان به شدت از خبر ازدواج داش‌حسین(که الحق یه تولد دوباره اس) خوشحالن و من به نمایندگی از همشون به حسین جون میگم که :

نونت نبود، آبت نبود، زن گرفتنت چی بود؟!!!

بوس.بوس(این یه سمبله برای  تبریک گفتنماچخجالت)

به مناسبت ازدواج حسین ضیایی یه سولوات کفتری

نظرات ()



شیخ! وقت کم است!!!!!!!!!
نویسنده: مهدی قمصریان - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
آقای کروبی
وقت کم است...
دیره ...
بیا.
منتظریم
جان هرچی مرغه
بیا مارو از دست ....نجات بده
فقط باور کن
وقت کم است
(به نوشته کاغذ در دستان شیخ دقت کنین!)

نظرات ()



قبر آمن هوتپ پیدا شد!!!!!!!!
نویسنده: مهدی قمصریان - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧


فاروک حسنی وزیر فرهنگ مصر روز گذشته گفت: باستان‌شناسان بلژیکی قبری را که سال‌های در زیر شن‌ها مدفون شده بود، پیدا کردند.


در سال 1880، «کارل پیل» باستان‌شناسان و مصرشناس سوئدی قبر «آمن‌هوتپ» را در شهر «Luxor» که در 600 کیلومتری (375 مایل) جنوب قاهره واقع شده، کشف کردند.

حسنی گفت: مدتی بعد این قبر که مربوط به یکی از فراعنه مصر است، در زیر شن‌ها مدفون شد و تلاش بسیاری از باستان‌شناسان برای پیدا کردن این قبر بی‌نتیجه ماند تااینکه باستان‌شناسان بلژیکی به تازگی آن را دوباره پیدا کردند.

«آمن‌هوتپ» از پادشاه‌های «Tuthmosis III» است و سلسله «Tuthmosis III» در سال‌های 1452 تا 1504 قبل از میلاد سلطنت می‌کردند.

منبع: خبرگزاری  فارس


ادامه مطلب ...
نظرات ()



سنگ شو!
نویسنده: مهدی قمصریان - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

سیب سرخی به روی سینی سبز، این‌چنین کرده‌اند میزانت‌
این‌چنین کرده‌اند میزانت‌، پیش روی هزار مهمانت‌


روزگاری به شاخسار بلند، آزمونگاه سنگها بودی‌
سنگهایی که زخمها به تو زد، زخمهایی که کرد ارزانت‌


یادِ روزی که عابران فقیر حسرت خوردن تو را خوردند
و به صد اضطراب و دلدله چید یک نفر از تَبَنْگ‌ِ دکّانت‌


اینک‌، ای سیب‌! شکل خورده‌شدن بستة انتخاب مهمانهاست‌
تا چه‌سان می‌کنند تقسیمت‌، تا چه می‌آورند بر جانت‌


آن یکی پوست‌کنده می‌خواهد، آن یکی چارقاش می‌طلبد
آن یکی تیز می‌کند چنگال‌، آن یکی می‌کَنَد به دندانت‌


می‌خوری سنگ‌، می‌شوی کنده‌، می‌خوری کارد، می‌شوی رنده‌
سیب‌بودن مسیر خوبی نیست‌، می‌کند از خودت پشیمانت‌


سیب سرخی به روی سینی سبز، سرنوشتی سیاه در فرجام‌...
چندی ای سیب‌! سنگ شو که کسی نتواند دهد به مهمانت‌


فقط بگو علی!

نظرات ()